تبلیغات
مجاهد - مطالب آزادی در بیان استاد

معایب چند همسری

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را ...ادامه مطلب

اصول تربیت اسلامی

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در ...ادامه مطلب

بسط تفكر اسلامى

شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق ...ادامه مطلب

نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی

شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت آخر ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت سوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت دوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت اول )

•«الرّحمن، عَلَّمَ القُرآن، خَلَقَ الإنسان، عَلَّمَهُ البَیان» (1)

آزادی و اقسام آن

«هر موجود زنده ای كه می‌خواهد راه رشد و تكامل را طی كند، یكی از احتیاجاتش آزادی است»() و در این میان انسان و رشد و پرورش او نیازمند برخورداری از آزادی و مواهب آن است. «انسان های آزاد انسان هایی هستند كه با موانعی كه در جلوی رشد و تكاملشان هست مبارزه می‌كنند. انسان هایی هستند كه تن به وجود مانع نمی‌دهند»(3)

آزادی اجتماعی

«انسان، گذشته از آزادی هایی كه گیاهان و حیوانات به آن نیازمندند، یك سلسله نیازمندی های دیگری هم دارد كه ما آن را به دو قسم تقسیم می‌كنیم، یك نوع آزادی اجتماعی است. یعنی بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تكامل او نباشند، او را محبوس نكنند، به حالت یك زندانی در نیاورند كه جلوی فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نكنند، استعباد نكنند»(4). در نص قرآن مجید، یكی از هدف هایی كه انبیاء داشته اند این بوده كه به بشر آزادی اجتماعی بدهند. در یكی از این آیات آمده است: «قُل یا أهل الكتاب تعالوا إلی كلمه سواء بیننا و بینكم ألا نعبد إلا الله و لا نشرك به شیئاً و لا نتخذ بعضنا بعضاً أرباباً من دون الله»(5)، یك جمله این آیه این است: «ألا نعبد إلا الله و لا نشرك به شیئاً» در مقام پرستش، جز خدای یگانه چیزی را پرستش نكنیم. جمله دوم «و لا نتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله»، اینكه هیچ كدام از ما دیگری را بنده و برده خویش ندانیم و هیچ كس هم یك نفر دیگر را ارباب و آقای خود نداند، ناظر به آزادی اجتماعی انسان از جانب دیگر افراد اجتماع است.

آزادی معنوی

نوع دیگر آزادی، آزادی معنوی است كه بیشتر از هر چیز دیگر ارزش دارد. آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسّر و عملی نیست و درد امروز جامعه بشری این است كه می‌خواهد آزادی اجتماعی را تأمین كند ولی به دنبال آزادی معنوی نمی‌رود. «این آزادی همان است كه در زبان دین، «تزكیه نفس» و «تقوا» گفته می‌شود.»(6) استاد در ارتباط با این مسأله به ذكر جمله باارزشی از امام علی (ع) می‌پردازد كه «إنّ تقوی الله مفتاح سدادٍ و ذخیرة معادٍ و عتقٌ من كلّ ملكة و نجاةٌ من كلّ هلكةٍ»(7). بشر باید در ناحیه وجود خودش، در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادی بدهد.

وبلاگ متفكر - Www.Motafakker.MihanBlog.Com

تفكر

یكی از مقدس ترین استعدادهای بشر كه بسیار نیازمند آزادی است، تفكر است. «بهترین قسمت از انسان كه لازم است پرورش پیدا كند، تفكر است و قهراً چون این پرورش نیازمند به آزادی؛ یعنی نبودن سد و مانع در جلوی تفكر است، بنابراین انسان نیازمند به آزادی در تفكر است»(8)، تفكر لازمه بشریت است و اسلام نه تنها آزادی تفكر داده بلكه تفكر را یكی از واجبات دانسته كه از عبادات محسوب می‌شود.

اصل فطرت

«اصل فطرت اصلی است كه در معارف اسلامی، اصل مادر شمرده می‌شود»(9). «حقیقت این است كه آزادی انسانی، جز با نظریه فطرت؛ یعنی اینكه انسان در مسیر حركت جوهری عمومی جهان با بعدی علاوه به جهان می‌آید و پایه اولی شخصیت او را همان بعد می‌سازد و سپس تحت تأثیر عوامل محیط تكمیل می‌شود و پرورش می‌یابد، قابل تصور نیست. این بعد وجودی است كه به انسان شخصیت انسانی می‌دهد تا آنجا كه سوار و حاكم بر تاریخ می‌شود و مسیر تاریخ را تعیین می‌كند»(10)
استاد بر این نكته تأكید می‌ورزد كه انسان در وجود خویش از خطا و اشتباه مصون نیست؛ اما سرانجام به حكم فطرت می‌تواند راه خویش را باز یابد. «حكم فطرت در نهایت امر تخلف ناپذیر است و انسان پس از یك سلسله چپ و راست رفتن ها و تجربه ها، راه خویش را می‌یابد و آن را رها نمی‌كند»(11)
اما ضرورت بحث این اصل در اینجا به خاطر این است كه چون بنا بر اصل فطرت، «روان شناسی انسان بر جامعه شناسی او تقدم دارد و جامعه شناسی انسان از روان شناسی او مایه می‌گیرد»(12) و از طرفی «روح جمعی جامعه وسیله ای است كه فطرت نوعی انسان برای وصول به كمال نهایی خود انتخاب كرده است»(13)، لذا می‌توان از این رهگذر به اهمیت وابستگی آزادی معنوی و تقدم آن بر آزادی اجتماعی اشاره كرد كه فطرت انسان برای وصول به كمال نهایی خود انتخاب می‌كند.

نویسنده: محمد رستمی، دانشجوی رشته معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق

پی نوشتها:
1- سوره الرحمن/4ـ1
2- مطهری، مرتضی،آزادی معنوی، تهران: انتشارات صدرا، 1372، ص16
3- همان
4- همان، ص 17
5- همان، ص18 ـ سوره آل عمران/64
6- همان، ص21
7- همان، ص22 ـ نهج البلاغه فیض الإسلام، خطبه 221
8- مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران: انتشارات صدرا، 1372، ص92
9- مطهری، مرتضی، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی، ص62
10- همان، ص363
11- همان، ص344
12- همان، ص276
13- همان، ص342

منبع: شهید مطهری فصلنامه اندیشه صادق، شماره6برگرفته شده از سایت راسخون



دیدگاه ها : نظرات

الف) تفاوت آزادی فكر و آزادی عقیده و اشتباه اعلامیه جهانی حقوق بشر در این باب

«فرق است میان فكر و تفكر و میان عقیده. تفكر قوه ای است در انسان ناشی از عقل داشتن. انسان چون یك موجود عاقلی است، موجود متفكری است، قدرت دارد در مسائل فكر كند، به واسطه تفكری كه در مسایل می‌كند حقایق را تا حدودی كه برایش مقدور است، كشف می‌كند»(1)؛ اما عقیده چطور؟ «ممكن است مبانی اعتقاد انسان، مبانی دل بستن انسان، مبانی انعقاد روح انسان همان تفكر باشد. در این صورت عقیده اش بر مبنای تفكر است. ولی گاهی انسان به چیزی اعتقاد پیدا می‌كند و این اعتقاد بیشتر كار دل است، كار احساسات است نه كار عقل»(2). استاد در ادامه این سؤال را مطرح می‌كند كه «آیا بشر از نظر دلبستگی ها باید آزاد باشد؟ این دلبستگی هاست كه در انسان تعصب و جمود و خمود و سكون به وجود می‌آورد و اساساً اغلب عقیده است و پای فكر را می‌بندد.»(3) و نقدی كه استاد به ماده نوزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر وارد می‌كنند از همین رویكرد است. در این ماده آمده است: «هر كسی حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد. در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد»(4).

ب) آزادی دین و آزادی عقیده

«علت اینكه در دنیای اروپا، آزادی دین و آزادی عقیده را اینطور فرض كرده اند كه عقیده بشر باید به طور كلی آزادی باشد، بخشی از آن را می‌توان عكس العمل جریان تفتیش عقاید كلیسا دانست»(5). كلیسا كه یك مركز قدرتمند محسوب می‌شد، می‌آمد تجسس می‌كرد ببیند آیا كسی در مسائلی كه كلیسا درباره آن اظهار نظر كرده است، فكری خلاف دارد یا نه؟ ولو فكر او فكر علمی و فلسفی و منطقی بود، تا می‌دیدند چنین فكری پیدا شد، فوراً آن را به عنوان یك جرم بزرگ تلقی می‌كردند و به محكمه اش می‌كشاندند و شدیدترین مجازات ها از نوع سوختن زنده زنده را در مورد او اعمال می‌كردند.

وبلاگ متفكر - Www.Motafakker.MihanBlog.Com

استاد در جایی دیگر گرایش به مادیگری را از نتایج سیاست های مستبدانه كلیسا بر می‌شمرد. «كلیسا چه از نظر مفاهیم نارسایی كه در الهیات عرضه داشت و چه از نظر رفتار غیرانسانی اش با توده مردم، خصوصاً طبقه دانشمندان و آزادفكران، از علل عمده گرایش جهان مسیحی ـ و به طور غیرمستقیم جهان غیرمسیحی ـ به مادیگری است»(6). اما ایشان معتقد هستند كه نظر اسلام منافاتی با مسأله آزادی ندارد و به معنای اختناق و خفقان اجتماعی نیست، زیرا می‌فرمایند: «از نظر اسلام، مفاهیم دینی همیشه مساوی آزادی بوده است، درست برعكس آنچه در غرب جریان داشته، یعنی اینكه مفاهیم دینی مساوی با اختناق اجتماعی بوده است»(7).

ج) لیبرالیسم و آزادی عقیده

در تفكر لیبرالی  هیچ كس بهتر از خود فرد نمی‌داند كه چه چیز به نفع اوست و چه چیز به ضررش. از قرن 17 به بعد با تعابیری از اندیشه محوری، فردگرایی ملكی ( self-possession ) روبرو می‌شویم. مفهومی كه به موجب آن زندگی فرد به خود او تعلق دارد. این زندگی به خدا یا دولت تعلق ندارد و می‌تواند با آن هر طور كه مایل است رفتار كند و هر عقیده ای را كه خواست می‌پذیرد. اما اظهارات شهید مطهری در زمینه آزادی عقیده، درست نقطه مقابل اندیشه لیبرالیستی است. آنجا كه می‌فرمایند: «در راه واقعی برای سعادت بشر نباید گفت عقیده یك انسان ولو آن عقیده بر مبنای تفكر نباشد، آزاد است»(8). در نظر استاد بر عكس لیبرالیسم، آزادی هدف نیست و یا عالی ترین هدف سیاسی نیست كه بشود در هر شرایطی آن را محترم شمرد، همانطور كه در بحث فطرت اشاره كردیم، آزادی برای این است كه بتوان به تكامل رسید و در راه تعالی قدم برداشت. وگرنه در جایی كه نتواند این هدف را تأمین كند، احترامی ندارد. برای سعادت فرد باید در عقیده او تغییر و تحول به وجود آورد تا او در این راه گام بردارد، نه اینكه او را آزاد گذاشت كه به شقاوت خود ادامه دهد و راه نجات را نیابد. پس آزادی عقیده در اینجا موردی ندارد.


ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات

الف) تفاوت آزادی فكر و آزادی عقیده و اشتباه اعلامیه جهانی حقوق بشر در این باب

«فرق است میان فكر و تفكر و میان عقیده. تفكر قوه ای است در انسان ناشی از عقل داشتن. انسان چون یك موجود عاقلی است، موجود متفكری است، قدرت دارد در مسائل فكر كند، به واسطه تفكری كه در مسایل می‌كند حقایق را تا حدودی كه برایش مقدور است، كشف می‌كند»(1)؛ اما عقیده چطور؟ «ممكن است مبانی اعتقاد انسان، مبانی دل بستن انسان، مبانی انعقاد روح انسان همان تفكر باشد. در این صورت عقیده اش بر مبنای تفكر است. ولی گاهی انسان به چیزی اعتقاد پیدا می‌كند و این اعتقاد بیشتر كار دل است، كار احساسات است نه كار عقل»(2). استاد در ادامه این سؤال را مطرح می‌كند كه «آیا بشر از نظر دلبستگی ها باید آزاد باشد؟ این دلبستگی هاست كه در انسان تعصب و جمود و خمود و سكون به وجود می‌آورد و اساساً اغلب عقیده است و پای فكر را می‌بندد.»(3) و نقدی كه استاد به ماده نوزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر وارد می‌كنند از همین رویكرد است. در این ماده آمده است: «هر كسی حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد. در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد»(4).

ب) آزادی دین و آزادی عقیده

«علت اینكه در دنیای اروپا، آزادی دین و آزادی عقیده را اینطور فرض كرده اند كه عقیده بشر باید به طور كلی آزادی باشد، بخشی از آن را می‌توان عكس العمل جریان تفتیش عقاید كلیسا دانست»(5). كلیسا كه یك مركز قدرتمند محسوب می‌شد، می‌آمد تجسس می‌كرد ببیند آیا كسی در مسائلی كه كلیسا درباره آن اظهار نظر كرده است، فكری خلاف دارد یا نه؟ ولو فكر او فكر علمی و فلسفی و منطقی بود، تا می‌دیدند چنین فكری پیدا شد، فوراً آن را به عنوان یك جرم بزرگ تلقی می‌كردند و به محكمه اش می‌كشاندند و شدیدترین مجازات ها از نوع سوختن زنده زنده را در مورد او اعمال می‌كردند.

وبلاگ متفكر - Www.Motafakker.MihanBlog.Com

استاد در جایی دیگر گرایش به مادیگری را از نتایج سیاست های مستبدانه كلیسا بر می‌شمرد. «كلیسا چه از نظر مفاهیم نارسایی كه در الهیات عرضه داشت و چه از نظر رفتار غیرانسانی اش با توده مردم، خصوصاً طبقه دانشمندان و آزادفكران، از علل عمده گرایش جهان مسیحی ـ و به طور غیرمستقیم جهان غیرمسیحی ـ به مادیگری است»(6). اما ایشان معتقد هستند كه نظر اسلام منافاتی با مسأله آزادی ندارد و به معنای اختناق و خفقان اجتماعی نیست، زیرا می‌فرمایند: «از نظر اسلام، مفاهیم دینی همیشه مساوی آزادی بوده است، درست برعكس آنچه در غرب جریان داشته، یعنی اینكه مفاهیم دینی مساوی با اختناق اجتماعی بوده است»(7).

ج) لیبرالیسم و آزادی عقیده

در تفكر لیبرالی هیچ كس بهتر از خود فرد نمی‌داند كه چه چیز به نفع اوست و چه چیز به ضررش. از قرن 17 به بعد با تعابیری از اندیشه محوری، فردگرایی ملكی ( self-possession ) روبرو می‌شویم. مفهومی كه به موجب آن زندگی فرد به خود او تعلق دارد. این زندگی به خدا یا دولت تعلق ندارد و می‌تواند با آن هر طور كه مایل است رفتار كند و هر عقیده ای را كه خواست می‌پذیرد.

اما اظهارات شهید مطهری در زمینه آزادی عقیده، درست نقطه مقابل اندیشه لیبرالیستی است. آنجا كه می‌فرمایند: «در راه واقعی برای سعادت بشر نباید گفت عقیده یك انسان ولو آن عقیده بر مبنای تفكر نباشد، آزاد است»(8). در نظر استاد بر عكس لیبرالیسم، آزادی هدف نیست و یا عالی ترین هدف سیاسی نیست كه بشود در هر شرایطی آن را محترم شمرد، همانطور كه در بحث فطرت اشاره كردیم، آزادی برای این است كه بتوان به تكامل رسید و در راه تعالی قدم برداشت.

وگرنه در جایی كه نتواند این هدف را تأمین كند، احترامی ندارد. برای سعادت فرد باید در عقیده او تغییر و تحول به وجود آورد تا او در این راه گام بردارد، نه اینكه او را آزاد گذاشت كه به شقاوت خود ادامه دهد و راه نجات را نیابد. پس آزادی عقیده در اینجا موردی ندارد.



دیدگاه ها : نظرات

تبلیغات متنی

نوای وبلاگ

مطهری در کلام بزرگان

بیانات امام خمینی (ره)

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ‏ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زا است . ‏

 
بیانات امام خامنه ای مد ظله العالی

تنها كسی كه هم از لحاظ كمیت و هم از لحاظ كیفیت خوبترین فرآورده را تقدیم محیط اندیشه ‏اسلامی كرده ، آقای مطهری است .

 
بیانات آیت الله مکارم شیرازی

شهید مطهری شخصیت جامعی داشت. ایشان از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول و فلسفه جامعیت قابل توجه‌ای داشت و به همین دلیل آثارش در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار است.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درباره شهید مطهری

شهید مطهری یك مبارز در راه خدا؛ یعنی یك مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یكی از سخت ترین جهادها این است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگ های غلط و انحرافی و درك غلط جمعی از مردم، انسانی كه حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بیان، با فكر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت كند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد.
امام خامنه ای مدظله العالی

طراحی اختصاصی قالب توسط مجاهد & ترجمه به فارسی توسط آراد پردازش پویا