معایب چند همسری

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را ...ادامه مطلب

اصول تربیت اسلامی

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در ...ادامه مطلب

بسط تفكر اسلامى

شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق ...ادامه مطلب

نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی

شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت آخر ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت سوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت دوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت اول )

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

آیا تاریخچه عاشورا فقط همین مصیبت است و چیز دیگرى نیست ؟
اشتباه ما همین است . این تاریخچه یك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه دیگر پسر معاویه نیست ، پسر زیاد نیست ، پسر سعد نیست ، شمر نیست . در آنجا قهرمان حسین است . در آن صفحه ، دیگر جنایت نیست ، تراژدى نیست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانیت است ، تجلى حقیقت و انسانیت است ، تجلى حق پرستى است . آن صفحه را كه نگاه كنیم ، مى گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتى صفحه سیاهش را مطالعه مى كنیم مى بینیم كه بشریت سر افكنده است و خودش را مصداق آن آیه مى بیند كه مى فرماید: قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك مسلما جبرئیل امین در مقابل اعلام خدا كه فرمود: انى جاعل فى الارض خلیفه سوالى نمى كند، بلكه آن دسته از فرشتگان كه فقط صفحه سیاه بشریت را مى دیدند و صفحه دیگر آنرا نمى دیدند، از خدا این سوال را كردند كه : آیا مى خواهى كسانى را در زمین قرار دهى كه فساد كنند و خونها بریزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: انى اعلم ما لا تعلمون ؛ من مى دانم چیزى را كه شما نمى دانید. آن صفحه ، صفحه اى است كه ملك اعتراض مى كند؛ بشر سرافكنده است و این صفحه صفحه اى است كه بشریت به آن افتخار مى كند. چرا باید حادثه كربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه كنیم ؟ و چرا باید همیشه جنایت هاى كربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین بن على از آن جنبه اى كه مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایى كه به نام حسین بن على مى دهیم و مى نویسیم ، از صفحه تاریك عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى این داستان را كمتر مطالعه مى كنیم ، در حالى كه جنبه حماسى این داستان صد برابر جنبه جنایى آن مى چربد، و نورانیت این حادثه بر تاریكى آن خیلى مى چربد پس باید اعتراف كنیم كه یكى از جانى هاى بر حسین بن على ما هستیم كه از این تاریخچه فقط یك صفحه اش را مى خوانیم ، و صفحه دیگرش را نمى خوانیم . جانى هاى بر امام حسین آنها هستند كه این تاریخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مى كنند (1)
انواع نهضت ها
ممكن است نهضتى تك معنى و تك مقصد باشد و ممكن است به اصطلاح متشابه باشد، یعنى در آن واحد مقصدها و هدف هاى مختلف داشته باشد، گو این كه همه آن هدف ها بازگشتشان به یك هدف اصلى باشد. یك نهضت مى تواند در آن واحد داراى جنبه ها و ابعاد مختلف بوده باشد (2)
انگیزه بیعت
نهضت امام حسین علیه السلام یك نهضت چند مقصدى و چند جانبه اى و چند بعدى است . و علت اینكه تفاسیر و تعابیر مختلفى در مورد این نهضت شده است ، محاذى بودن عناصر دخیل در آن است . ما وقتى كه از جنبه بعضى عوامل و عناصر به این نهضت نگاه مى كنیم ، مى بینیم صرفا جنبه تمرد و عدم تسلیم در مقابل قدرتهاى جابره و تقاضاهاى ناصحیح قدرت حاكم وقت دارد. از این نظر، این نهضت یك نفى ، نه و عدم تسلیم است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

آن جنبه این است كه همه مى دانیم بعد از مردن معاویه و جانشین شدن یزید و پس از آن همه توطئه هایى كه براى این كار چیدند، یزید لازم دید از چند نفر از شخصیت هاى بزرگ جهان اسلام و در راس آنها وجود مقدس حسن بن على علیه السلام كسى كه از او خیلى حساب مى برد، بیعت بگیرد تا این بیعت سبب خاموشى همه مردم بشود و در واقع تعهدى از حسین بن على علیه السلام در مورد خودش بگیرد (3)
شرایط سه گانه عظمت نهضت
مى دانیم كه امام حسین نهضتى كرده است كه شرایط سه گانه عظمت را دارا بوده است :
الف - مقدس بودن هدف و شخصى نبودن آن ، به خاطر انسانیت بودن آن تواءم یا فداكارى و گذشت از منافع فردى بوده است به همین دلیل بشریت اینگونه افراد را كه مرز میان خود و دیگران را شكسته اند از خود مى داند و خود را از آنها مى داند، او را فداى امت و مصالح امت مى بیند.
ب - اینكه تواءم بوده با یك بصیرت قوى و نافذ، و آنچه دیگران در ظاهر نمى دیدند، او در خشت خام مى دیده است . به عبارت دیگر از محیط خودش پیش بود.
ج - اینكه نورى بوده كه در میان یك ظلمت كامل درخشیده است (4)
عوامل ارزشى نهضت
بسیارى از عوامل ها، ارزش دهنده به یك نهضت است . نهضت ها خیلى با هم فرق مى كنند. اگر روح عصبت در آن باشد، روح به اصطلاح خاكى پرستى در آن باشد، یك ارزش به نهضت مى دهد؛ و اگر روح هاى معنوى و انسانى و الهى داشته باشد، ارزش دیگرى به آن مى دهد. هر سه عامل دخیل در نهضت حسینى به این نهضت ارزش داد، بالخصوص عامل سوم .ولى گاهى آن كسى كه این ارزش به او تعلق دارد، یك وضعى پیدا مى كند كه به این ارزش ، ارزش مى دهد. همچنان كه آن ارزش ، او را صاحب ارزش مى كند، او هم شاءن این ارزش را بالا مى برد. چنانكه یك مرد روحانى وقتى كه لباس روحانیت را مى پوشد، واقعا این لباس براى او افتخار است ، باید افتخار كند كه این لباس را به او پوشانیده اند و روحانیون حقیقى هم او را قبول دارند، ولى یك كسى كارش را در انجام وظایف روحانیت ، در علم و تقوا و عمل به جایى مى رساند كه او افتخار این لباس مى شود. مى گوییم لباس روحانیت آن لباسى است كه فلان كسى هم دارد، لباسى است كه او پوشیده است (5)
عوامل گوناگون حادثه كربلا
در جریان حادثه كربلا عوامل گوناگونى دخالت داشته است ، یعنى انگیزه هاى متعددى براى امام در كار بوده است كه همین جهت از طرفى توضیح و تشریح ماهیت این قیام را دشوار مى سازد؛ زیرا آنچه از امام ظاهر شده كه اظهار نظر كنندگان ، گیج و گنگ بشوند و ضد و نقیض اظهار نظر كنند؛ و از طرف دیگر به این قیام جنبه هاى مختلف مى دهد و در حقیقت از هر جنبه اى ماهیت خاصى دارد (6)

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 1، ص 125
2- حماسه حسینى ، ج 1، ص 186
3- حماسه حسینى ، ج 1، ص 187
4- حماسه حسینى ، ج 3، ص 285
5- حماسه حسینى ، ج 2، ص 285
6- حماسه حسینى ، ج 2، ص 174

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

1- در تفکّر دین مسیحیت قرون وسطا، مهم ترین خصیصه، جزم گرایی و دگماتیسم است. باورهای دینی از طرف آبای کلیسا تعریف می شوند، و هرگونه تردید یا باز فهمی در خصوص این باورها به معنای ارتداد و کفر است. این باورهای جزمی منحصر به آن چه اصول دین نزد مسلمان خوانده می شود نیست؛ بلکه اندیشه هایی مانند اعتقاد به مرکزیت زمین، دایره ای شکل بودن مسیر ستارگان به دور زمین، نقصان ذاتی عقل آدمی در نیل به حقیقت، گناه آدم، باور به این که هر حرکتی نیاز به حضور دائم محرّک دارد و ده ها باور این چنینی دیگر. به تعبیر استاد مطهری، «کلیسا علاوه بر عقاید خاص مذهبی، یک سلسله اصول علمی مربوط به جهان و انسان را که غالباً ریشه های فلسفی یونانی و غیر یونانی داشت و تدریجاً مورد قبول عُلمای بزرگ مذهب مسیح قرارگرفته بود، در ردیف اصول عقاید مذهبی قرار داد و مخالفت با آن «علوم رسمی» را جایز نمی شمرد؛ بلکه به شدّت با مخالفان آن عقاید مبارزه می کرد. خطای عمده کلیسا در دو جهت بود: یکی این که کلیسا پاره ای معتقدات علمی بشری موروث از فلاسفه پیشین و عُلمای کلام مسیحی را در ردیف اصول مذهبی قرار داد و مخالف با آن ها را موجب ارتداد دانست. دیگر این که حاضر نبود صرفاً به ارتداد اکتفا کند و هر کسی که ثابت شد مرتد است، او را از جامعه مسیحیت طرد کند؛ بلکه با نوعی رژیم پلیسی خشن در جست و جوی عقاید ما فی الضمیر افراد بود. 

وبلاگ متفكر - Www.Motafakker.MihanBlog.Com


2- در سال های 1269 تا 1353 امپریالیسم پاپ که در قانون شرع گنجانده شده بود، به حدّ کمال رسید؛ ولی در عین حال، به واسطه الحاق ملل فرانسه به یک دیگر و تشکیل سلطنت فرانسه و تقویت حسّ ملّیت در آن کشور، به این فرضیه، ضربه محکمی وارد شد که پس از آن تاریخ، دیگر نتوانست قوّت گیرد. مساله مخالفت با امپریالیسم پاپ در پایان همین واقعه به تدریج شکل گرفت و هدف و سمت حرکت آن کم کم مشخّص، و این فکر پیدا شد که باید قدرت روحانی را محصور و محدود کرد
3- به تعبیر شهید مطهری، «در قرون وسطا که مساله خدا به دست کشیش ها افتاد، یک سلسله مفاهیم کودکانه و نارسا درباره خدا به وجود آمد که به هیچ وجه با حقیقت وفق نمی داد و طبعاً افراد باهوش و روشنفکر را نه تنها قانع نمی کرد، بلکه متنفر می ساخت و بر ضد مکتب الاهی بر می انگیخت». اگر نارسایی مفاهیم دینی و کلامی کلیسا را قرین نارسایی مفاهیم فلسفی مغرب زمین بدانیم، به خوبی روشن خواهد شد که در اروپای قرن هیجدهم، چگونه ماتریالیسم و سکولاریسم متولّد شد. عدم رشد تفکّر فلسفی و بردگی اندیشه در قرون وسطا، فقر فلسفه اروپا، وقوع رنسانس و تحوّل خیره کننده علوم بشری مستقل از اندیشه دینی، تفکّر قرون وسطا را که اندیشه دینی و فلسفی و.. . را هم سرنوشت کرده بود، فرو ریخت. عوامل دیگری نظیر خشونت کلیسا، راسیونالیسم و عقل بسندگی، نسبیّت گرایی، اُمانیسم، مدرنیسم، علم پرستی و غیره را می توان نام برد که از ذکر آن ها خودداری می کنیم.

منبع: سایت دایره المعارف ظهور



دیدگاه ها : نظرات

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.
ماهیت قیام حسینى
حادثه عاشورا چه نوع حادثه اى است و از چه مقوله است ؟ آیا از نظر اجتماعى یك انفجار بدون هدف بود، مانند بسیارى از انفجارها كه در اثر فشار ظلم و تشدید سختگیرى ها رخ مى دهد احیانا به وضع موجود كمك مى كند، و یا یك تصمیم آگاهانه و هوشیارانه نسبت به اوضاع و احوال موجود نسبت به آثار و نتایج این حركت بود؟ و در صورت دوم آیا یك قیام و نهضت و انقلاب مقدس بود یا دفاع ؟ آیا كارى بود كه از طرف امام شروع شد و حكومت وقت مى خواست آن را سركوب كند، و یا او از طرف حكومت وقت مورد تجاوز قرار گرفت و او به جاى سكوت و تسلیم ، شرافتمندانه از خود دفاع كرد؟ و عبارت دیگر آیا چیزى از سنخ تقوا در جامعه بود و مظهر یك تقواى بزرگ در حد دادن جان بود، یا مظهر یك احساس و عصیان و قیام مقدس ؟ آیا از نوع حفظ و اثبات خود بود یا از نوع نفى و انكار جبهه مخالف (1)
بنابراین فرض اول ناچار اهدافى داشت اجتماعى و اصولى ؛ و بنابر فرض ‍ دوم هدفش جز حفظ شرف و حیثیت انسانى خود نبود؛ و بنابر این كه از نوع انقلاب و قیام ابتدایى بود، آیا مبناى این انقلاب صرفا دعوت مردم كوفه بود كه اگر مردم كوفه دعوت نمى كردند قیام نمى كرد (و قهرا پس از اطلاع از عقب نشینى مردم كوفه در صدد كنار آمدن و سكوت بود) یا مبناى دیگرى جز دعوت مردم كوفه داشت و فرضا مردم كوفه دعوت نمى كردند، او در صدد اعتراض و مخالفت بود هر چند به قیمت جانش تمام شود؟ (2)
نمایشگاه كربلا
درزمان ما معمول است كه كشورها نمایشگاه صنایع درست مى كنند و گاهى نمایشگاه جهانى از همه كشورهاى دنیا درست مى كنند. ظاهرا در هر شصت سال یك بار تمام دنیا یك نمایشگاه ترتیب مى دهند. گویند: برج ایفل یادگار یك نمایشگاهى است كه در شصت و اند سال پیش ساخته شده . در سه چهار سال پیش نیز نمایشگاهى در بروكسل ترتیب دادند كه از همه كشورهاى شرق و غرب در آن جا جمع شده بودند و مردم از همه دنیا به آنجا رفتند. منظور از این نمایشگاه نشان دادن محصولات فكرى و عملى بشر است . در آنجا انسان عظمت فكر و فعالیت و مقدار هنرنمایى بشر را مى فهمد. در آنجا همه چیز را مى آورند از سوزن تا نمونه كارخانه هاى عظیم .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


صحنه كربلا را مى توان تشبیه كرد به یك نمایشگاه ، ولى نه نمایشگاه علم و صنعت ، بلكه نمایشگاه معنویت و معرفت . در این نمایشگاه ، انسان مى تواند به عظمت قدرت اخلاقى و روحى و معنوى بشر پى برد و بفهمد تا چه اندازه بشر با گذشت و فداكار و آزاد مرد و خدا پرست و حق خواه و حق
پرست مى شود، معانى صبر و رضا و تسلیم و شجاعت و مروت و كرم و بزرگوارى تا چه اندازه قدرت ظهور و بروز دارد.
معمولا اهل منبر وقتى كه مى خواهد قضیه كربلا را بزرگ كنند جنبه فاجعه و ظلم و ستمها را بزرگ مى كنند، در جستجوى پیدا كردن و حتى جعل كردن فاجعه هایى هستند، با بیان هاى مختلف و تشبیهات و مجسم ساختن ها جنبه فاجعه بودن را تقویت مى كنند و حال آنكه ما باید از خود بپرسیم بزرگى حادثه كربلا از چه نظر است ؟ آیا از نظر فجیع بودنم است ؟ قطعا این فاجعه ، فاجعه كم نظیرى است ، چنانكه ابو ریحان بیرونى در الاثار الباقیه به نقل نفس المهموم گفته و همچنین دیگران ، ولى فاجعه عظیم و شاید عظیم تر از این در دنیا زیاد بوده . خود فاجعه مدینه كمتر از فاجعه كربلا نبوده . عظمت مطلب از لحاظ سید الشهداء و یاران آن حضرت است نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و اتباع و اشیاع آنها، عظمت سعادت است نه عظمت شقاوت . كربلا بیش از آن اندازه كه نمایشگاه شقاوت و بدى و ظهور پلیدى بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاقى عالى و انسانیت است ، ولى اهل منبر كمتر به آن جنبه توجه دارند؛ و به عبارت دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه كرد كه ابا عبدالله و ابا الفضل و زینب قهرمان داستانند نه از آن جهت كه شمر و سنان قهرمان داستانند (3)
نمایشگاه آخرتى
حادثه كربلا خودش یك نمایش از سربازان اسلام است ، اما نه نمایشى كه صرفا نمایش یعنى صورت سازى باشد، آدمكهایى درست بكنند و صورتى بسازند، ولى در واقع حقیقت نداشته باشد. مثلا فرض كنید آیه : ان الله اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه در حادثه كربلا، خودش را در عمل نشان مى دهد (4)
دو صفحه كربلا
حادثه عاشورا و تاریخچه كربلا دو صفحه دارد، یك صفحه سفید و نورانى و یك صفحه تاریك ، سیاه و ظلمانى كه هر دو صفحه اش یا بى نظیر است و یا كم نظیر. اما صفحه سیاه و تاریكش از آن نظر سیاه و تاریك است كه در آن فقط جنایت بى نظیر و یا كم نظیر مى بینیم (5)
رثاء براى نورانى ترین صفحه تاریخ
اگر صفحه نورانى تاریخ حسینى را ما خواندیم ، آن وقت از جنبه دثائش ‍ مى توانیم استفاده بكنیم و گرنه بیهوده است . خیال مى كنیم حسین بن على در آن دنیا منتظر است كه مردم برایش دلسوزى كنند یا العیاذ بالله حضرت زهرا (س ) بعد از هزار و سیصد سال ، آن هم در جوار رحمت الهى ، منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گریه بكنند تا تسلى خاطر پیدا كند (6)
برداشتهاى عاشورا
ما مى بینیم در طول تاریخ ، برداشتها از حادثه كربلا خیلى متفاوت بوده است . قبلا اشاره كردم كه مثلا برداشت دعبل خزاعى از شعراى معاصر حضرت رضا علیه السلام ، برداشت كمیت اسدى از شعراى معاصر امام سجاد و امام باقر علیه السلام با برداشت مثلا محتشم كاشانى یا سامانى و یا صفى علیشاه متفاوت است ، آنها یك جور برداشت كرده اند، محتشم جود دیگرى برداشت كرده است ، سامانى جور دیگرى برداشت دارد، صفى علیشاه طور دیگرى و اقبال لاهورى به گونه اى دیگر.این چگونه است ؟ به نظر من همه اینها، برداشتهاى صحیح است (البته برداشتهاى غلط هم وجود دارد، با برداشت هاى غلط كارى نداریم ) ولى ناقص است ، صحیح است ولى كامل نیست صحیح است یعنى غلط و دروغ نیست ، ولى یك جنبه آن است .(7)
نوع نگرش ها بر عاشورا
برداشت امثال دعبل خزاعى از نهضت ابا عبدالله ، به تناسب زمان ، فقط جنبه هاى پرخاشگرى آن است . برداشت محتشم كاشانى جنبه هاى تاءثیر آمیز، وقت آور و گریه آور است . برداشت عمان سامانى یا صفى علیشاه از این نهضت ، برداشتهاى عرفانى ، عشق الهى ، محبت الهى و پاكبازى در راه حق است كه اساسى ترین جنبه هاى قیام حسینى جنبه پاكبازى او در راه حق است . همه این برداشتها درست است ، ولى به عنوان یكى از جنبه ها، او كه از جنبه حماسى گفته ، او كه از جنبه اخلاقى گفته است ، او كه از جنبه پند و اندرز گفته است ، همه درست گفته اند، ولى برداشت هر یك ، از یك جنبه و عضو این نهضت است نه از تمام اندام آن (8)
تجسم اسلام راستین
قرآن كریم در عین اینكه شعر نیست آهنگ پذیر است ، آن هم آهنگ هاى مختلف ، آن هم هر آهنگى متناسب با آیاتى و متناسب با معانى آن آیات - آن چنان كه طه حسین در مرآه الاسلام (آئینه اسلام ، ترجمه مرحوم آیتى ) بیان كرده است - جریان حادثه كربلا نیز شبیه پذیر یعنى نمایش پذیر است و سوژه فراوان دارد و با اینكه یك حادثه واقعى و طبیعى است ، آنچنان صورت گرفته كه گویى خواسته اند با آن یك نمایشنامه تهیه كنند.
اكنون مى گوییم این پرسوژه بودن و شبیه پذیر بودن معلول یك چیز دیگر است و آن این است كه گویى در حادثه كربلا بنا بوده است كه اسلام در همه ابعادش و همه جنبه هایش تجلى كند و به عبارت دیگر عملا و واقعه - نه ظاهرا و براى تماشاى دیگران - تجسم داده شود و به مرحله عمل در آید (9)
پستى در حق امام حسین (ع (
روضه اى را كه مرحوم عالم بزرگوار دوست بسیار بسیار عزیز و گرانبهاى ما و شما نارمكى ها كه حدود ده سال پیش از دست ما رفت ، مرحوم آیتى رضوان الله تعالى علیه شنیدم یا در كتابش خواندم به یاد مى آید. این مرد مى گفت : جنگ كربلا با یك تیر شروع شد و با یك تیر خاتمه یافت . با تیرى كه عمر سعد انداخت شروع شد. آیا مى دانید با چه تیرى خاتمه پیدا كرد، یعنى از جنبه دو طرفى خارج شد و بعد از آن یك طرفه شد؟ ابا عبدالله در وسط صحنه ایستاده بود، پس از آنكه كروفرهاى زیادى كرده و خسته شده بود. ناگهان سنگى به پیشانى مباركش اصابت كرد، پیراهنش را بالا زد تا خون را از جبینش پاك كند كه در همان حال تیز زهر آلود و سه شعبه اى به سینه مباركش وارد شد. كار مبارزه حسین علیه السلام در آنجا پایان یافت . و دیدند حسین علیه السلام دیگر شعار جنگى نمى دهد و مخاطب او فقط حوایش است : بسم الله و بالله وعلى مله رسول الله
غرض این است كه اولین تیرى كه رها شد، به وسیله عمر سعد بود. بعد هم دیگر تیر مانند باران به طرف اصحاب ابا عبدالله آمد. اینها هم مردانگى كردند؛ یك پا را خواباندند روى زمین و پاى دیگر را بلند كردند و هر چه تیر در چله كمان داشتند انداختند و تعداد زیادى از دشمن را به خاك افكندند. عده اى از اصحاب ابا عبدالله در این تیر اندازى عمومى شهید شدند. بعد جنگ تن به تن شروع شد كه احتیاج به زمان داشت . دو طرف حاضر شدند براى جنگ تن به تن . مردى از اصحاب ابا عبدالله مى رفت ، از آنها هم مى آمدند و در همه موارد هم آن روح ایمان پیروز مى شد و گاهى پنج نفر، ده نفر را از میان مى برد (10)

پی نوشتها:
1- بلكه مى توان گفت سه نوع ماهیت مى توان فرض كرد: ماهیت تقوایى ، ماهیت هجومى و قیامى ، و ماهیت پاسخگویى به نداى مقدس ، كه ماهیت تعاونى دارد.
2- حماسه حسینى ، ج 3، ص 173.
3- حماسه حسینى ، ج 3، ص 73.
4- حماسه حسینى ، ج 1، ص 293.
5- حماسه حسینى ، ج 1، ص 121.
6- حماسه حسینى ، ج 1، ص 127و128.
7- حماسه حسینى ، ج 1، ص 292.
8- حماسه حسینى ، ج 1، ص 293.
9- حماسه حسینى ، ج 3، ص 344.
10- گفتارهاى معنوى ، ص 275و276.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

آیا تاریخچه عاشورا فقط همین مصیبت است و چیز دیگرى نیست ؟
اشتباه ما همین است . این تاریخچه یك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه دیگر پسر معاویه نیست ، پسر زیاد نیست ، پسر سعد نیست ، شمر نیست . در آنجا قهرمان حسین است . در آن صفحه ، دیگر جنایت نیست ، تراژدى نیست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانیت است ، تجلى حقیقت و انسانیت است ، تجلى حق پرستى است . آن صفحه را كه نگاه كنیم ، مى گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتى صفحه سیاهش را مطالعه مى كنیم مى بینیم كه بشریت سر افكنده است و خودش را مصداق آن آیه مى بیند كه مى فرماید: قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك مسلما جبرئیل امین در مقابل اعلام خدا كه فرمود: انى جاعل فى الارض خلیفه سوالى نمى كند، بلكه آن دسته از فرشتگان كه فقط صفحه سیاه بشریت را مى دیدند و صفحه دیگر آنرا نمى دیدند، از خدا این سوال را كردند كه : آیا مى خواهى كسانى را در زمین قرار دهى كه فساد كنند و خونها بریزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: انى اعلم ما لا تعلمون ؛ من مى دانم چیزى را كه شما نمى دانید. آن صفحه ، صفحه اى است كه ملك اعتراض مى كند؛ بشر سرافكنده است و این صفحه صفحه اى است كه بشریت به آن افتخار مى كند. چرا باید حادثه كربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه كنیم ؟ و چرا باید همیشه جنایت هاى كربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین بن على از آن جنبه اى كه مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایى كه به نام حسین بن على مى دهیم و مى نویسیم ، از صفحه تاریك عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى این داستان را كمتر مطالعه مى كنیم ، در حالى كه جنبه حماسى این داستان صد برابر جنبه جنایى آن مى چربد، و نورانیت این حادثه بر تاریكى آن خیلى مى چربد پس باید اعتراف كنیم كه یكى از جانى هاى بر حسین بن على ما هستیم كه از این تاریخچه فقط یك صفحه اش را مى خوانیم ، و صفحه دیگرش را نمى خوانیم . جانى هاى بر امام حسین آنها هستند كه این تاریخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مى كنند (1)
انواع نهضت ها
ممكن است نهضتى تك معنى و تك مقصد باشد و ممكن است به اصطلاح متشابه باشد، یعنى در آن واحد مقصدها و هدف هاى مختلف داشته باشد، گو این كه همه آن هدف ها بازگشتشان به یك هدف اصلى باشد. یك نهضت مى تواند در آن واحد داراى جنبه ها و ابعاد مختلف بوده باشد (2)
انگیزه بیعت
نهضت امام حسین علیه السلام یك نهضت چند مقصدى و چند جانبه اى و چند بعدى است . و علت اینكه تفاسیر و تعابیر مختلفى در مورد این نهضت شده است ، محاذى بودن عناصر دخیل در آن است . ما وقتى كه از جنبه بعضى عوامل و عناصر به این نهضت نگاه مى كنیم ، مى بینیم صرفا جنبه تمرد و عدم تسلیم در مقابل قدرتهاى جابره و تقاضاهاى ناصحیح قدرت حاكم وقت دارد. از این نظر، این نهضت یك نفى ، نه و عدم تسلیم است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

آن جنبه این است كه همه مى دانیم بعد از مردن معاویه و جانشین شدن یزید و پس از آن همه توطئه هایى كه براى این كار چیدند، یزید لازم دید از چند نفر از شخصیت هاى بزرگ جهان اسلام و در راءس آنها وجود مقدس حسن بن على علیه السلام كسى كه از او خیلى حساب مى برد، بیعت بگیرد تا این بیعت سبب خاموشى همه مردم بشود و در واقع تعهدى از حسین بن على علیه السلام در مورد خودش بگیرد (3)
شرایط سه گانه عظمت نهضت
مى دانیم كه امام حسین نهضتى كرده است كه شرایط سه گانه عظمت را دارا بوده است :
الف - مقدس بودن هدف و شخصى نبودن آن ، به خاطر انسانیت بودن آن تواءم یا فداكارى و گذشت از منافع فردى بوده است به همین دلیل بشریت اینگونه افراد را كه مرز میان خود و دیگران را شكسته اند از خود مى داند و خود را از آنها مى داند، او را فداى امت و مصالح امت مى بیند.
ب - اینكه تواءم بوده با یك بصیرت قوى و نافذ، و آنچه دیگران در ظاهر نمى دیدند، او در خشت خام مى دیده است . به عبارت دیگر از محیط خودش پیش بود.
ج - اینكه نورى بوده كه در میان یك ظلمت كامل درخشیده است (4)
عوامل ارزشى نهضت
بسیارى از عوامل ها، ارزش دهنده به یك نهضت است . نهضت ها خیلى با هم فرق مى كنند. اگر روح عصبت در آن باشد، روح به اصطلاح خاكى پرستى در آن باشد، یك ارزش به نهضت مى دهد؛ و اگر روح هاى معنوى و انسانى و الهى داشته باشد، ارزش دیگرى به آن مى دهد. هر سه عامل دخیل در نهضت حسینى به این نهضت ارزش داد، بالخصوص عامل سوم .ولى گاهى آن كسى كه این ارزش به او تعلق دارد، یك وضعى پیدا مى كند كه به این ارزش ، ارزش مى دهد. همچنان كه آن ارزش ، او را صاحب ارزش مى كند، او هم شاءن این ارزش را بالا مى برد. چنانكه یك مرد روحانى وقتى كه لباس روحانیت را مى پوشد، واقعا این لباس براى او افتخار است ، باید افتخار كند كه این لباس را به او پوشانیده اند و روحانیون حقیقى هم او را قبول دارند، ولى یك كسى كارش را در انجام وظایف روحانیت ، در علم و تقوا و عمل به جایى مى رساند كه او افتخار این لباس مى شود. مى گوییم لباس روحانیت آن لباسى است كه فلان كسى هم دارد، لباسى است كه او پوشیده است (5)
عوامل گوناگون حادثه كربلا
در جریان حادثه كربلا عوامل گوناگونى دخالت داشته است ، یعنى انگیزه هاى متعددى براى امام در كار بوده است كه همین جهت از طرفى توضیح و تشریح ماهیت این قیام را دشوار مى سازد؛ زیرا آنچه از امام ظاهر شده كه اظهار نظر كنندگان ، گیج و گنگ بشوند و ضد و نقیض اظهار نظر كنند؛ و از طرف دیگر به این قیام جنبه هاى مختلف مى دهد و در حقیقت از هر جنبه اى ماهیت خاصى دارد (6)

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 1، ص 125
2- حماسه حسینى ، ج 1، ص 186
3- حماسه حسینى ، ج 1، ص 187
4- حماسه حسینى ، ج 3، ص 285
5- حماسه حسینى ، ج 2، ص 285
6- حماسه حسینى ، ج 2، ص 174

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

انقلاب اسلامى نه انفجارى
آیا جریان امام حسین علیه السلام یك انقلاب انفجارى و یك انفجار بود؟ یك كار ناآگاهانه بود؟ آیا به این صوبت بود؟ در اثر فشارهاى خیلى زیادى كه از زمان معاویه و بلكه از قبل از آن بر مردم و خاندان امام آورده بودند، دوره یزید كه رسید، دیگر اصلا حوصله امام حسین سر آمد و گفت : هر چه بادا باد، هر چه مى خواهد بشود؟! العیاذ بالله گفته هاى خود امام حسین كه نه تنها از آغاز این نهضت ، بلكه از بعد از مرگ معاویه شروع مى شود نامه هایى كه میان او و معاویه مبادله شده است ، سخنرانى هایى كه در مواقع مختلف ایراد كرده است ، از جمله آن سخنرانى معروفى كه در منى صحابه پیغمبر را جمع كرد، و حدیثش در تحف العقول هست و خیلى مفصل است و خطابه بسیار غرایى است نشان مى دهد كه این نهضت در كمال آگاهى بوده ، انقلاب بوده ، انقلاب است اما نه انفجار، انقلاب هست ولى انقلاب اسلامى نه انفجار (1)

دلایل انفجارى نبودن قیام حسین (ع (
از جمله خصوصیات امام حسین این است كه در مورد فرد فرد اصحابشاجازه نمى دهد كه قیام او حالت انفجارى داشته باشد. چرا امام حسین در هر فرصتى مى خواهد اصحابش را به بهانه اى مرخص بكند؟ هى به آنها مى گوید: آگاه باشید كه اینجا آب و نانى نیست ! قضیه خطر دارد. حتى در شب عاشورا با زبان خاصى با آنها صحبت مى كند (2)
من اصحابى از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتى از اهل بیت خودم فاضل تر سراغ ندارم . از همه شما تشكر مى كنم ، از همه تان ممنونم . اینها جز با من با كسى از شما كارى ندارند. شما اگر بخواهید بروید و آنها بدانند كه شما خودتان را از این معركه خارج مى كنید، به احدى از شما كارى ندارند. اهل بیت من در این صحرا كسى را نمى شناسند، منطقه را بلد نیستند، هر فردى از شما با یكى از اهل بیت من خارج شود و برود، من اینجا هودم هستم تنها (3)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


چرا؟ رهبرى كه مى خواهد از ناراحتى و نارضایتى مردم استفاده كند كه چنین حرفى نمى زند. همه اش از تكلیف شرعى مى گوید. البته تكلیف شرعى هم بود و امام حسین از گفتن آن نیز غفلت نكرد، اما مى خواست آن تكلیف شرعى را در نهایت آزادى و آگاهى انجام بدهند.

خواست به آنها بگوید: دشمن ، شما را محصور نكرده ، از ناحیه دشمن اجبار ندارید. اگر از تاریكى شب استفاده كنید و بروید، كسى مزاحمتان نمى شود. دوست هم شما را مجبور نمى كند. من بیعت خودم را از شما برداشتم . اگر فكر مى كنید كه مساءله بیعت براى شما تعهد و اجبار به وجود آورده است ، بیعت را هم برداشتم . یعنى فقط انتخاب و آزادى . باید در نهایت آگاهى و آزادى و بدون اینكه كوچكترین احساس اجبارى از ناحیه دشمن یا دوست بكنید، مرا انتخاب كنید (4)
عظمت نهضت كربلا
داستان كربلا در هزار و دویست سال پیش روى صفحه كتاب آمده ، یك وقتى آمده كه كسى فكر نمى كرده كه این حادثه این قدر گسترش پیدا خواهد كرد. متن تاریخ حادثه گویى اساسا براى یك نمایشنامه نوشته شده است ، شبه پذیر است ، گویى دستور نداده اند كه آنرا براى صحنه بودن بسازند. شهادت هاى فجیع ما زیاد داریم ولى این داستان به این شكل آیا مى تواند تصادف باشد و تعمد نباشد و ابا عبدالله به این مطلب توجه نكرده باشد؟ من نمى دانم ، ولى بالاخره قضیه این طور است و باور هم نمى كنم كه تعمدى در كار نباشد (5)
نگاهى به حادثه كربلا
حادثه كربلا یك جنایت و یك تراژدى است ، یك مصیبت است ، یك رثاء است . این صفحه را كه نگاه مى كنیم ، در آن ، كشتن بیگناه مى بینیم ، كشتن جوان مى بینیم ، شیر خوار مى بینیم ، اسب بر بدن مرده تاختن مى بینیم ، آب ندادن به یك انسان مى بینیم ، زن و بچه را شلاق زده مى بینیم ، آب ندادن به یك انسان مى بینیم ، اسیر را بر شتر بى جهاز سوار كردن مى بینیم ، از این نظر قهرمان حادثه كیست ؟ واضح است وقتى كه حادثه را از جنبه جنایى نگاه كنیم ، آنكه مى خورد قهرمان نیست ، آن بیچاره مظلوم است . قهرمان حادثه در این نگاه یزید بن معاویه است ، عبیدالله بن زیاد است ، عمر سعد است ، شمر ذى الجوشن است ، خولى است و یك عده دیگر. لذا وقتى كه صفحه سیاه این تاریخ را مطالعه مى كنیم ، فقط جنایت و رثاء بشریت را پس ‍ مى بینیم . پس اگر بخواهیم شعر بگوییم چه باید بگوییم ؟ باید مرثیه بگوییم و غیر از مرثیه گفتن چیز دیگرى نیست كه بگوییم . باید بگوییم :

ز آن تشنگان هنوز به عیوق مى رسد

فریاد العطش ز بیابان كربلا

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
2- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
3- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
4- حماسه حسینى ، ج 2، ص 264.
5- حماسه حسینى ، ج 1، ص 270.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 2 1 2

تبلیغات متنی

نوای وبلاگ

مطهری در کلام بزرگان

بیانات امام خمینی (ره)

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ‏ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زا است . ‏

 
بیانات امام خامنه ای مد ظله العالی

تنها كسی كه هم از لحاظ كمیت و هم از لحاظ كیفیت خوبترین فرآورده را تقدیم محیط اندیشه ‏اسلامی كرده ، آقای مطهری است .

 
بیانات آیت الله مکارم شیرازی

شهید مطهری شخصیت جامعی داشت. ایشان از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول و فلسفه جامعیت قابل توجه‌ای داشت و به همین دلیل آثارش در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار است.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درباره شهید مطهری

شهید مطهری یك مبارز در راه خدا؛ یعنی یك مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یكی از سخت ترین جهادها این است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگ های غلط و انحرافی و درك غلط جمعی از مردم، انسانی كه حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بیان، با فكر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت كند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد.
امام خامنه ای مدظله العالی

طراحی اختصاصی قالب توسط مجاهد & ترجمه به فارسی توسط آراد پردازش پویا