تبلیغات
مجاهد - مطالب بیداری اسلامی

معایب چند همسری

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را ...ادامه مطلب

اصول تربیت اسلامی

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در ...ادامه مطلب

بسط تفكر اسلامى

شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق ...ادامه مطلب

نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی

شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت آخر ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت سوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت دوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت اول )

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.
ماهیت قیام حسینى
حادثه عاشورا چه نوع حادثه اى است و از چه مقوله است ؟ آیا از نظر اجتماعى یك انفجار بدون هدف بود، مانند بسیارى از انفجارها كه در اثر فشار ظلم و تشدید سختگیرى ها رخ مى دهد احیانا به وضع موجود كمك مى كند، و یا یك تصمیم آگاهانه و هوشیارانه نسبت به اوضاع و احوال موجود نسبت به آثار و نتایج این حركت بود؟ و در صورت دوم آیا یك قیام و نهضت و انقلاب مقدس بود یا دفاع ؟ آیا كارى بود كه از طرف امام شروع شد و حكومت وقت مى خواست آن را سركوب كند، و یا او از طرف حكومت وقت مورد تجاوز قرار گرفت و او به جاى سكوت و تسلیم ، شرافتمندانه از خود دفاع كرد؟ و عبارت دیگر آیا چیزى از سنخ تقوا در جامعه بود و مظهر یك تقواى بزرگ در حد دادن جان بود، یا مظهر یك احساس و عصیان و قیام مقدس ؟ آیا از نوع حفظ و اثبات خود بود یا از نوع نفى و انكار جبهه مخالف (1)
بنابراین فرض اول ناچار اهدافى داشت اجتماعى و اصولى ؛ و بنابر فرض ‍ دوم هدفش جز حفظ شرف و حیثیت انسانى خود نبود؛ و بنابر این كه از نوع انقلاب و قیام ابتدایى بود، آیا مبناى این انقلاب صرفا دعوت مردم كوفه بود كه اگر مردم كوفه دعوت نمى كردند قیام نمى كرد (و قهرا پس از اطلاع از عقب نشینى مردم كوفه در صدد كنار آمدن و سكوت بود) یا مبناى دیگرى جز دعوت مردم كوفه داشت و فرضا مردم كوفه دعوت نمى كردند، او در صدد اعتراض و مخالفت بود هر چند به قیمت جانش تمام شود؟ (2)
نمایشگاه كربلا
درزمان ما معمول است كه كشورها نمایشگاه صنایع درست مى كنند و گاهى نمایشگاه جهانى از همه كشورهاى دنیا درست مى كنند. ظاهرا در هر شصت سال یك بار تمام دنیا یك نمایشگاه ترتیب مى دهند. گویند: برج ایفل یادگار یك نمایشگاهى است كه در شصت و اند سال پیش ساخته شده . در سه چهار سال پیش نیز نمایشگاهى در بروكسل ترتیب دادند كه از همه كشورهاى شرق و غرب در آن جا جمع شده بودند و مردم از همه دنیا به آنجا رفتند. منظور از این نمایشگاه نشان دادن محصولات فكرى و عملى بشر است . در آنجا انسان عظمت فكر و فعالیت و مقدار هنرنمایى بشر را مى فهمد. در آنجا همه چیز را مى آورند از سوزن تا نمونه كارخانه هاى عظیم .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


صحنه كربلا را مى توان تشبیه كرد به یك نمایشگاه ، ولى نه نمایشگاه علم و صنعت ، بلكه نمایشگاه معنویت و معرفت . در این نمایشگاه ، انسان مى تواند به عظمت قدرت اخلاقى و روحى و معنوى بشر پى برد و بفهمد تا چه اندازه بشر با گذشت و فداكار و آزاد مرد و خدا پرست و حق خواه و حق
پرست مى شود، معانى صبر و رضا و تسلیم و شجاعت و مروت و كرم و بزرگوارى تا چه اندازه قدرت ظهور و بروز دارد.
معمولا اهل منبر وقتى كه مى خواهد قضیه كربلا را بزرگ كنند جنبه فاجعه و ظلم و ستمها را بزرگ مى كنند، در جستجوى پیدا كردن و حتى جعل كردن فاجعه هایى هستند، با بیان هاى مختلف و تشبیهات و مجسم ساختن ها جنبه فاجعه بودن را تقویت مى كنند و حال آنكه ما باید از خود بپرسیم بزرگى حادثه كربلا از چه نظر است ؟ آیا از نظر فجیع بودنم است ؟ قطعا این فاجعه ، فاجعه كم نظیرى است ، چنانكه ابو ریحان بیرونى در الاثار الباقیه به نقل نفس المهموم گفته و همچنین دیگران ، ولى فاجعه عظیم و شاید عظیم تر از این در دنیا زیاد بوده . خود فاجعه مدینه كمتر از فاجعه كربلا نبوده . عظمت مطلب از لحاظ سید الشهداء و یاران آن حضرت است نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و اتباع و اشیاع آنها، عظمت سعادت است نه عظمت شقاوت . كربلا بیش از آن اندازه كه نمایشگاه شقاوت و بدى و ظهور پلیدى بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاقى عالى و انسانیت است ، ولى اهل منبر كمتر به آن جنبه توجه دارند؛ و به عبارت دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه كرد كه ابا عبدالله و ابا الفضل و زینب قهرمان داستانند نه از آن جهت كه شمر و سنان قهرمان داستانند (3)
نمایشگاه آخرتى
حادثه كربلا خودش یك نمایش از سربازان اسلام است ، اما نه نمایشى كه صرفا نمایش یعنى صورت سازى باشد، آدمكهایى درست بكنند و صورتى بسازند، ولى در واقع حقیقت نداشته باشد. مثلا فرض كنید آیه : ان الله اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه در حادثه كربلا، خودش را در عمل نشان مى دهد (4)
دو صفحه كربلا
حادثه عاشورا و تاریخچه كربلا دو صفحه دارد، یك صفحه سفید و نورانى و یك صفحه تاریك ، سیاه و ظلمانى كه هر دو صفحه اش یا بى نظیر است و یا كم نظیر. اما صفحه سیاه و تاریكش از آن نظر سیاه و تاریك است كه در آن فقط جنایت بى نظیر و یا كم نظیر مى بینیم (5)
رثاء براى نورانى ترین صفحه تاریخ
اگر صفحه نورانى تاریخ حسینى را ما خواندیم ، آن وقت از جنبه دثائش ‍ مى توانیم استفاده بكنیم و گرنه بیهوده است . خیال مى كنیم حسین بن على در آن دنیا منتظر است كه مردم برایش دلسوزى كنند یا العیاذ بالله حضرت زهرا (س ) بعد از هزار و سیصد سال ، آن هم در جوار رحمت الهى ، منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گریه بكنند تا تسلى خاطر پیدا كند (6)
برداشتهاى عاشورا
ما مى بینیم در طول تاریخ ، برداشتها از حادثه كربلا خیلى متفاوت بوده است . قبلا اشاره كردم كه مثلا برداشت دعبل خزاعى از شعراى معاصر حضرت رضا علیه السلام ، برداشت كمیت اسدى از شعراى معاصر امام سجاد و امام باقر علیه السلام با برداشت مثلا محتشم كاشانى یا سامانى و یا صفى علیشاه متفاوت است ، آنها یك جور برداشت كرده اند، محتشم جود دیگرى برداشت كرده است ، سامانى جور دیگرى برداشت دارد، صفى علیشاه طور دیگرى و اقبال لاهورى به گونه اى دیگر.این چگونه است ؟ به نظر من همه اینها، برداشتهاى صحیح است (البته برداشتهاى غلط هم وجود دارد، با برداشت هاى غلط كارى نداریم ) ولى ناقص است ، صحیح است ولى كامل نیست صحیح است یعنى غلط و دروغ نیست ، ولى یك جنبه آن است .(7)
نوع نگرش ها بر عاشورا
برداشت امثال دعبل خزاعى از نهضت ابا عبدالله ، به تناسب زمان ، فقط جنبه هاى پرخاشگرى آن است . برداشت محتشم كاشانى جنبه هاى تاءثیر آمیز، وقت آور و گریه آور است . برداشت عمان سامانى یا صفى علیشاه از این نهضت ، برداشتهاى عرفانى ، عشق الهى ، محبت الهى و پاكبازى در راه حق است كه اساسى ترین جنبه هاى قیام حسینى جنبه پاكبازى او در راه حق است . همه این برداشتها درست است ، ولى به عنوان یكى از جنبه ها، او كه از جنبه حماسى گفته ، او كه از جنبه اخلاقى گفته است ، او كه از جنبه پند و اندرز گفته است ، همه درست گفته اند، ولى برداشت هر یك ، از یك جنبه و عضو این نهضت است نه از تمام اندام آن (8)
تجسم اسلام راستین
قرآن كریم در عین اینكه شعر نیست آهنگ پذیر است ، آن هم آهنگ هاى مختلف ، آن هم هر آهنگى متناسب با آیاتى و متناسب با معانى آن آیات - آن چنان كه طه حسین در مرآه الاسلام (آئینه اسلام ، ترجمه مرحوم آیتى ) بیان كرده است - جریان حادثه كربلا نیز شبیه پذیر یعنى نمایش پذیر است و سوژه فراوان دارد و با اینكه یك حادثه واقعى و طبیعى است ، آنچنان صورت گرفته كه گویى خواسته اند با آن یك نمایشنامه تهیه كنند.
اكنون مى گوییم این پرسوژه بودن و شبیه پذیر بودن معلول یك چیز دیگر است و آن این است كه گویى در حادثه كربلا بنا بوده است كه اسلام در همه ابعادش و همه جنبه هایش تجلى كند و به عبارت دیگر عملا و واقعه - نه ظاهرا و براى تماشاى دیگران - تجسم داده شود و به مرحله عمل در آید (9)
پستى در حق امام حسین (ع (
روضه اى را كه مرحوم عالم بزرگوار دوست بسیار بسیار عزیز و گرانبهاى ما و شما نارمكى ها كه حدود ده سال پیش از دست ما رفت ، مرحوم آیتى رضوان الله تعالى علیه شنیدم یا در كتابش خواندم به یاد مى آید. این مرد مى گفت : جنگ كربلا با یك تیر شروع شد و با یك تیر خاتمه یافت . با تیرى كه عمر سعد انداخت شروع شد. آیا مى دانید با چه تیرى خاتمه پیدا كرد، یعنى از جنبه دو طرفى خارج شد و بعد از آن یك طرفه شد؟ ابا عبدالله در وسط صحنه ایستاده بود، پس از آنكه كروفرهاى زیادى كرده و خسته شده بود. ناگهان سنگى به پیشانى مباركش اصابت كرد، پیراهنش را بالا زد تا خون را از جبینش پاك كند كه در همان حال تیز زهر آلود و سه شعبه اى به سینه مباركش وارد شد. كار مبارزه حسین علیه السلام در آنجا پایان یافت . و دیدند حسین علیه السلام دیگر شعار جنگى نمى دهد و مخاطب او فقط حوایش است : بسم الله و بالله وعلى مله رسول الله
غرض این است كه اولین تیرى كه رها شد، به وسیله عمر سعد بود. بعد هم دیگر تیر مانند باران به طرف اصحاب ابا عبدالله آمد. اینها هم مردانگى كردند؛ یك پا را خواباندند روى زمین و پاى دیگر را بلند كردند و هر چه تیر در چله كمان داشتند انداختند و تعداد زیادى از دشمن را به خاك افكندند. عده اى از اصحاب ابا عبدالله در این تیر اندازى عمومى شهید شدند. بعد جنگ تن به تن شروع شد كه احتیاج به زمان داشت . دو طرف حاضر شدند براى جنگ تن به تن . مردى از اصحاب ابا عبدالله مى رفت ، از آنها هم مى آمدند و در همه موارد هم آن روح ایمان پیروز مى شد و گاهى پنج نفر، ده نفر را از میان مى برد (10)

پی نوشتها:
1- بلكه مى توان گفت سه نوع ماهیت مى توان فرض كرد: ماهیت تقوایى ، ماهیت هجومى و قیامى ، و ماهیت پاسخگویى به نداى مقدس ، كه ماهیت تعاونى دارد.
2- حماسه حسینى ، ج 3، ص 173.
3- حماسه حسینى ، ج 3، ص 73.
4- حماسه حسینى ، ج 1، ص 293.
5- حماسه حسینى ، ج 1، ص 121.
6- حماسه حسینى ، ج 1، ص 127و128.
7- حماسه حسینى ، ج 1، ص 292.
8- حماسه حسینى ، ج 1، ص 293.
9- حماسه حسینى ، ج 3، ص 344.
10- گفتارهاى معنوى ، ص 275و276.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

آیا تاریخچه عاشورا فقط همین مصیبت است و چیز دیگرى نیست ؟
اشتباه ما همین است . این تاریخچه یك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه دیگر پسر معاویه نیست ، پسر زیاد نیست ، پسر سعد نیست ، شمر نیست . در آنجا قهرمان حسین است . در آن صفحه ، دیگر جنایت نیست ، تراژدى نیست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانیت است ، تجلى حقیقت و انسانیت است ، تجلى حق پرستى است . آن صفحه را كه نگاه كنیم ، مى گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتى صفحه سیاهش را مطالعه مى كنیم مى بینیم كه بشریت سر افكنده است و خودش را مصداق آن آیه مى بیند كه مى فرماید: قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك مسلما جبرئیل امین در مقابل اعلام خدا كه فرمود: انى جاعل فى الارض خلیفه سوالى نمى كند، بلكه آن دسته از فرشتگان كه فقط صفحه سیاه بشریت را مى دیدند و صفحه دیگر آنرا نمى دیدند، از خدا این سوال را كردند كه : آیا مى خواهى كسانى را در زمین قرار دهى كه فساد كنند و خونها بریزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: انى اعلم ما لا تعلمون ؛ من مى دانم چیزى را كه شما نمى دانید. آن صفحه ، صفحه اى است كه ملك اعتراض مى كند؛ بشر سرافكنده است و این صفحه صفحه اى است كه بشریت به آن افتخار مى كند. چرا باید حادثه كربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه كنیم ؟ و چرا باید همیشه جنایت هاى كربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین بن على از آن جنبه اى كه مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایى كه به نام حسین بن على مى دهیم و مى نویسیم ، از صفحه تاریك عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى این داستان را كمتر مطالعه مى كنیم ، در حالى كه جنبه حماسى این داستان صد برابر جنبه جنایى آن مى چربد، و نورانیت این حادثه بر تاریكى آن خیلى مى چربد پس باید اعتراف كنیم كه یكى از جانى هاى بر حسین بن على ما هستیم كه از این تاریخچه فقط یك صفحه اش را مى خوانیم ، و صفحه دیگرش را نمى خوانیم . جانى هاى بر امام حسین آنها هستند كه این تاریخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مى كنند (1)
انواع نهضت ها
ممكن است نهضتى تك معنى و تك مقصد باشد و ممكن است به اصطلاح متشابه باشد، یعنى در آن واحد مقصدها و هدف هاى مختلف داشته باشد، گو این كه همه آن هدف ها بازگشتشان به یك هدف اصلى باشد. یك نهضت مى تواند در آن واحد داراى جنبه ها و ابعاد مختلف بوده باشد (2)
انگیزه بیعت
نهضت امام حسین علیه السلام یك نهضت چند مقصدى و چند جانبه اى و چند بعدى است . و علت اینكه تفاسیر و تعابیر مختلفى در مورد این نهضت شده است ، محاذى بودن عناصر دخیل در آن است . ما وقتى كه از جنبه بعضى عوامل و عناصر به این نهضت نگاه مى كنیم ، مى بینیم صرفا جنبه تمرد و عدم تسلیم در مقابل قدرتهاى جابره و تقاضاهاى ناصحیح قدرت حاكم وقت دارد. از این نظر، این نهضت یك نفى ، نه و عدم تسلیم است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

آن جنبه این است كه همه مى دانیم بعد از مردن معاویه و جانشین شدن یزید و پس از آن همه توطئه هایى كه براى این كار چیدند، یزید لازم دید از چند نفر از شخصیت هاى بزرگ جهان اسلام و در راءس آنها وجود مقدس حسن بن على علیه السلام كسى كه از او خیلى حساب مى برد، بیعت بگیرد تا این بیعت سبب خاموشى همه مردم بشود و در واقع تعهدى از حسین بن على علیه السلام در مورد خودش بگیرد (3)
شرایط سه گانه عظمت نهضت
مى دانیم كه امام حسین نهضتى كرده است كه شرایط سه گانه عظمت را دارا بوده است :
الف - مقدس بودن هدف و شخصى نبودن آن ، به خاطر انسانیت بودن آن تواءم یا فداكارى و گذشت از منافع فردى بوده است به همین دلیل بشریت اینگونه افراد را كه مرز میان خود و دیگران را شكسته اند از خود مى داند و خود را از آنها مى داند، او را فداى امت و مصالح امت مى بیند.
ب - اینكه تواءم بوده با یك بصیرت قوى و نافذ، و آنچه دیگران در ظاهر نمى دیدند، او در خشت خام مى دیده است . به عبارت دیگر از محیط خودش پیش بود.
ج - اینكه نورى بوده كه در میان یك ظلمت كامل درخشیده است (4)
عوامل ارزشى نهضت
بسیارى از عوامل ها، ارزش دهنده به یك نهضت است . نهضت ها خیلى با هم فرق مى كنند. اگر روح عصبت در آن باشد، روح به اصطلاح خاكى پرستى در آن باشد، یك ارزش به نهضت مى دهد؛ و اگر روح هاى معنوى و انسانى و الهى داشته باشد، ارزش دیگرى به آن مى دهد. هر سه عامل دخیل در نهضت حسینى به این نهضت ارزش داد، بالخصوص عامل سوم .ولى گاهى آن كسى كه این ارزش به او تعلق دارد، یك وضعى پیدا مى كند كه به این ارزش ، ارزش مى دهد. همچنان كه آن ارزش ، او را صاحب ارزش مى كند، او هم شاءن این ارزش را بالا مى برد. چنانكه یك مرد روحانى وقتى كه لباس روحانیت را مى پوشد، واقعا این لباس براى او افتخار است ، باید افتخار كند كه این لباس را به او پوشانیده اند و روحانیون حقیقى هم او را قبول دارند، ولى یك كسى كارش را در انجام وظایف روحانیت ، در علم و تقوا و عمل به جایى مى رساند كه او افتخار این لباس مى شود. مى گوییم لباس روحانیت آن لباسى است كه فلان كسى هم دارد، لباسى است كه او پوشیده است (5)
عوامل گوناگون حادثه كربلا
در جریان حادثه كربلا عوامل گوناگونى دخالت داشته است ، یعنى انگیزه هاى متعددى براى امام در كار بوده است كه همین جهت از طرفى توضیح و تشریح ماهیت این قیام را دشوار مى سازد؛ زیرا آنچه از امام ظاهر شده كه اظهار نظر كنندگان ، گیج و گنگ بشوند و ضد و نقیض اظهار نظر كنند؛ و از طرف دیگر به این قیام جنبه هاى مختلف مى دهد و در حقیقت از هر جنبه اى ماهیت خاصى دارد (6)

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 1، ص 125
2- حماسه حسینى ، ج 1، ص 186
3- حماسه حسینى ، ج 1، ص 187
4- حماسه حسینى ، ج 3، ص 285
5- حماسه حسینى ، ج 2، ص 285
6- حماسه حسینى ، ج 2، ص 174

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

انقلاب اسلامى نه انفجارى
آیا جریان امام حسین علیه السلام یك انقلاب انفجارى و یك انفجار بود؟ یك كار ناآگاهانه بود؟ آیا به این صوبت بود؟ در اثر فشارهاى خیلى زیادى كه از زمان معاویه و بلكه از قبل از آن بر مردم و خاندان امام آورده بودند، دوره یزید كه رسید، دیگر اصلا حوصله امام حسین سر آمد و گفت : هر چه بادا باد، هر چه مى خواهد بشود؟! العیاذ بالله گفته هاى خود امام حسین كه نه تنها از آغاز این نهضت ، بلكه از بعد از مرگ معاویه شروع مى شود نامه هایى كه میان او و معاویه مبادله شده است ، سخنرانى هایى كه در مواقع مختلف ایراد كرده است ، از جمله آن سخنرانى معروفى كه در منى صحابه پیغمبر را جمع كرد، و حدیثش در تحف العقول هست و خیلى مفصل است و خطابه بسیار غرایى است نشان مى دهد كه این نهضت در كمال آگاهى بوده ، انقلاب بوده ، انقلاب است اما نه انفجار، انقلاب هست ولى انقلاب اسلامى نه انفجار (1)

دلایل انفجارى نبودن قیام حسین (ع (
از جمله خصوصیات امام حسین این است كه در مورد فرد فرد اصحابشاجازه نمى دهد كه قیام او حالت انفجارى داشته باشد. چرا امام حسین در هر فرصتى مى خواهد اصحابش را به بهانه اى مرخص بكند؟ هى به آنها مى گوید: آگاه باشید كه اینجا آب و نانى نیست ! قضیه خطر دارد. حتى در شب عاشورا با زبان خاصى با آنها صحبت مى كند (2)
من اصحابى از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتى از اهل بیت خودم فاضل تر سراغ ندارم . از همه شما تشكر مى كنم ، از همه تان ممنونم . اینها جز با من با كسى از شما كارى ندارند. شما اگر بخواهید بروید و آنها بدانند كه شما خودتان را از این معركه خارج مى كنید، به احدى از شما كارى ندارند. اهل بیت من در این صحرا كسى را نمى شناسند، منطقه را بلد نیستند، هر فردى از شما با یكى از اهل بیت من خارج شود و برود، من اینجا هودم هستم تنها (3)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


چرا؟ رهبرى كه مى خواهد از ناراحتى و نارضایتى مردم استفاده كند كه چنین حرفى نمى زند. همه اش از تكلیف شرعى مى گوید. البته تكلیف شرعى هم بود و امام حسین از گفتن آن نیز غفلت نكرد، اما مى خواست آن تكلیف شرعى را در نهایت آزادى و آگاهى انجام بدهند.

خواست به آنها بگوید: دشمن ، شما را محصور نكرده ، از ناحیه دشمن اجبار ندارید. اگر از تاریكى شب استفاده كنید و بروید، كسى مزاحمتان نمى شود. دوست هم شما را مجبور نمى كند. من بیعت خودم را از شما برداشتم . اگر فكر مى كنید كه مساءله بیعت براى شما تعهد و اجبار به وجود آورده است ، بیعت را هم برداشتم . یعنى فقط انتخاب و آزادى . باید در نهایت آگاهى و آزادى و بدون اینكه كوچكترین احساس اجبارى از ناحیه دشمن یا دوست بكنید، مرا انتخاب كنید (4)
عظمت نهضت كربلا
داستان كربلا در هزار و دویست سال پیش روى صفحه كتاب آمده ، یك وقتى آمده كه كسى فكر نمى كرده كه این حادثه این قدر گسترش پیدا خواهد كرد. متن تاریخ حادثه گویى اساسا براى یك نمایشنامه نوشته شده است ، شبه پذیر است ، گویى دستور نداده اند كه آنرا براى صحنه بودن بسازند. شهادت هاى فجیع ما زیاد داریم ولى این داستان به این شكل آیا مى تواند تصادف باشد و تعمد نباشد و ابا عبدالله به این مطلب توجه نكرده باشد؟ من نمى دانم ، ولى بالاخره قضیه این طور است و باور هم نمى كنم كه تعمدى در كار نباشد (5)
نگاهى به حادثه كربلا
حادثه كربلا یك جنایت و یك تراژدى است ، یك مصیبت است ، یك رثاء است . این صفحه را كه نگاه مى كنیم ، در آن ، كشتن بیگناه مى بینیم ، كشتن جوان مى بینیم ، شیر خوار مى بینیم ، اسب بر بدن مرده تاختن مى بینیم ، آب ندادن به یك انسان مى بینیم ، زن و بچه را شلاق زده مى بینیم ، آب ندادن به یك انسان مى بینیم ، اسیر را بر شتر بى جهاز سوار كردن مى بینیم ، از این نظر قهرمان حادثه كیست ؟ واضح است وقتى كه حادثه را از جنبه جنایى نگاه كنیم ، آنكه مى خورد قهرمان نیست ، آن بیچاره مظلوم است . قهرمان حادثه در این نگاه یزید بن معاویه است ، عبیدالله بن زیاد است ، عمر سعد است ، شمر ذى الجوشن است ، خولى است و یك عده دیگر. لذا وقتى كه صفحه سیاه این تاریخ را مطالعه مى كنیم ، فقط جنایت و رثاء بشریت را پس ‍ مى بینیم . پس اگر بخواهیم شعر بگوییم چه باید بگوییم ؟ باید مرثیه بگوییم و غیر از مرثیه گفتن چیز دیگرى نیست كه بگوییم . باید بگوییم :

ز آن تشنگان هنوز به عیوق مى رسد

فریاد العطش ز بیابان كربلا

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
2- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
3- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
4- حماسه حسینى ، ج 2، ص 264.
5- حماسه حسینى ، ج 1، ص 270.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

چهار مرحله قیام
پس از تاءمل كامل در مدارك تاریخى چنین معلوم مى شود كه قیام امام با تهاجم دستگاه حكومت شروع شده و در چهار مرحله مختلف انجام یافته است :
1- از وقتى كه آن حضرت از مدینه به مكه هجرت فرمود تا وقتى كه به تصمیم ماندن در مكه باقى بود.

2- از وقتى كه تصمیم گرفت به كوفه برود تا وقتى كه با حر بن یزید ریاحى برخورد كرد.

3- از برخورد با حر بن یزید ریاحى تا شروع جنگ
4- مرحله جنگ (1)
ماهیت نظام حسینى
یكى از مسائل در مورد نهضت امام حسین علیه السلام این است كه ماهیت این نهضت چه بوده است ؟ چون نهضت ها هم مانند پدیده هاى طبیعى ، ماهیت هاى مختلف دارند. اشیاء و پدیده هاى طبیعى ، از معدنى ها گرفته تا گیاهان و انواع حیوانات ، هر كدام ماهیتى طبیعى و وضع بالخصوصى دارند. نهضت ها و قیام هاى اجتماعى عم این چنینند.
یك شى ء را اگر بخواهیم بشناسیم ؛ یا به علل فاعلى آن مى شناسیم ، یا به علل غایى آن (كه امروز شناخت به علل غایى را چندان قبول ندارند)، یا به علل مادى آن یعنى اجزاء و عناصر تشكیل دهنده آن ، و یا به علت صورى آن ، یعنى به وضع و شكل و خصوصیتى كه در مجموع پیدا كرده است . اگر یك نهضت را هم بخواهیم بشناسیم ، ماهیتش را بخواهیم به دست آوریم ، ابتدا باید علل و موجباتى را كه به این نهضت منتهى شده است بشناسیم . تا آنها را نشناسیم ماهیت این نهضت را نمى شناسیم (شناخت علل فاعلى ). بعد باید علل غایى آنرا بشناسیم . یعنى این نهضت چه هدفى دارد؟ اولا هدف دارد یا هدف ندارد و اگر هدف دارد چه هدفهایى دارد؟ سوم باید عناصر و محتواى این نهضت را بشناسیم كه در این نهضت چه كارهایى ، چه عملیاتى صورت گرفته است ؟ و چهارم باید ببینیم این عملیاتى كه صورت گرفته است ، مجموعا چه شكلى پیدا كرده است؟ (2)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


ماهیت هاى گوناگون قیام حسین (ع(
در انقلاب امام حسین ، در درجه اول باید بدانیم كه انقلاب آگاهانه است ، هم از ناحیه خودش و هم از ناحیه اهل بیت و یارانش . انفجار نیست .
انقلاب آگاهانه مى تواند ماهیت هاى مختلف داشته باشد. اتفاقا در قضایاى امام حسین عوامل زیادى مؤ ثر بودند كه این عوامل سبب شده است كه نهضت امام حسین یك نهضت چند ماهیتى باشد نه تك ماهیتى . یكى از تفاوتهایى كه میان پدیده هاى اجتماعى و پدیده هاى طبیعى هست این است كه پدیده طبیعى باید تك ماهیتى باشد، نمى تواند چند ماهیتى باشد، یك فلز در آن واحد نمى تواند كه هم ماهیت طلا داشته باشد و هم ماهیت مس را.ولى پدیده هاى اجتماعى ، مى توانند در آن واحد چند ماهیتى باشند (3)
ماهیت هاى قیام گوناگون حسینى
پدیده اجتماعى مى تواند چند ماهیتى باشد اتفاقا قیام امام حسین از آن پدیده هاى چند ماهیتى است ، چون عوامل مختلف در آن اثر داشته است ، مثلا یك نهضت مى تواند ماهیت عكس العملى داشته باشد، یعنى صرفا عكس العمل باشد؛ مى تواند ماهیت عكس العمل داشته باشد، یعنى صرفا عكس العمل باشد؛ مى تواند ماهیت آغازگرى داشته باشد. اگر یك نهضت ماهیت عكس العملى داشته باشد، میتواند یك عكس العمل منفى باشد در مقابل یك جریان ، و مى تواند یك عكس العمل مثبت باشد در مقابل جریان دیگر. همه اینها در نهضت امام حسین وجود دارد. این است كه این نهضت ، یك نهضت چند ماهیتى شده است (4)
نهضت انفجارى یا آگاهانه؟
یكى از مسائلى كه در مورد نهضت امام حسین علیه السلام مطرح است این است كه آیا این قیام و نهضت از نوع یك انفجار بود؟ از نوع یك عمل ناآگاهانه و حساب نشده بود؟ نظیر اینكه به دیگرى حرارت بدهند، آبى كه در آن هست تبدیل به بخار بشود، منافذ هم بسته باشد، بالاخره منفجر خواهد شد. و نظیر انفجارهایى كه براى افراد انسان پیدا مى شود كه انسان در شرایطى قرار مى گیرد (حالا یا به علتى كه همان جا پیدا مى شود یا به علل گذشته ، یك درون پر از عقده و ناراحتى دارد) كه در حالى كه هرگز نمى خواهد فلان حرف را بزند، ولى یك مرتبه مى بینید ناراحت و عصبانى مى شود و از دهانش هر جه كه حتى دلش هم نمى خواهد بیرون بیاید، بیرون مى آرد. این را مى گویند انفجار. بسیارى از قیامها انفجار است .
یكى از جاهایى كه در آن ، راه مكتب اسلام با راه مكاتب مادى امروز فرق میكند، این است كه مكاتب مادى امروز روى اصول خاص دیالكتیكى مى گویند تضادها را تشدید بكنید، ناراحتى ها را زیاد بكنید، شكافها را هر چه مى توانید عمیق تر بكنید، حتى با اصلاحات واقعى مخالفت كنید براى اینكه جامعه را به انقلاب به معنى انفجار (نه انقلاب آگاهانه ) بكشانید. اسلام به انقلاب انفجارى یك ذره معتقد نیست . اسلام ، انقلابش هم انقلاب صد در صد آگاهانه و از روى تصمیم و كمال آگاهى و انتخاب است (5)

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 3، ص 410.
2- حماسه حسینى ، ج 2، ص 261.
3- حماسه حسینى ، ج 2، ص 265.
4- حماسه حسینى ، ج 2، ص 266.
5- حماسه حسینى ، ج 2، ص 262.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى



دیدگاه ها : نظرات

از نظر زندگی اجتماعی چطور ؟ از نظر زندگی اجتماعی و از جنبه عمومی‏ كه افراد اجتماع را به صورت یك واحد در می‏آورد ، از این نظر كه بنگریم‏ ، می‏بینیم كه عدل از جود بالاتر است .
عدل در اجتماع به منزله پایه‏های ساختمان است و احسان از نظر اجتماع به‏ منزله رنگ آمیزی و نقاشی و زینت ساختمان است . اول باید پایه درست‏ باشد بعد نوبت به زینت و رنگ آمیزی و نقاشی می‏رسد . اگر " خانه از پای بست ویران است " ، دیگر چه فایده كه " خواجه دربند نقش ایوان " باشد ؟ اما اگر پایه محكم باشد ، در ساختمان بی نقاشی و بی رنگ آمیزی هم‏ می‏توان زندگی كرد . ممكن است ساختمان فوق العاده نقاشی خوب داشته باشد و ظاهرش جالب باشد ، اما چون پایه خراب است ، یك باران كافی است آن‏ را بر سراهلش خراب كند .
بعلاوه همین جودها و احسانها و ایثارهایی كه در مواقعی خوب و مفید است‏ و از نظر جود كننده فضیلتی بسیار عالی است ، از نظر گیرنده فضیلت نیست‏. حساب او را هم باید كرد ، حساب اجتماع را هم باید كرد . اگر رعایت‏ موازنه اجتماعی نشود و حساب نكرده صورت بگیرد ، همین فضیلت اخلاقی‏ موجب بدبختی عمومی و خرابی اجتماع می‏گردد . صدقات زیاد و اوقاف زیاد و حساب نكرده‏ ، نذورات زیاد و حساب نكرده در هر جا كه وارد شده مانند سیل جامعه را خراب كرده ، روحیه‏ها را تنبل و كلاش و فاسد الاخلاق بار آورده ، لطمه‏ها و خساراتی وارد آورده كه كمتر از لطمات و خسارات یك سپاه جرار نبوده ، مصداق كلام خدا بوده درباره بعضی انفاقات كه می‏فرماید : " « مثل ما ینفقون فی هذه الحیوه الدنیا كمثل ریح فیها صر اصابت حرث‏ قوم ظلموا أنفسهم فأهلكته و ما ظلمهم الله و لكن أنفسهم یظلمون »" مثل انفاقهایی كه در این دنیا می‏كنند و عنوان انفاق و صدقه و امثال‏ اینها به آنها می‏دهند ، عینا مثل باد سختی است كه با سرما همراه است و می‏رسد به زراعت مردمی كه ظلم به نفس كرده‏اند و همه آن زراعتها را از بین می‏برد . خداوند به آنها ستم نكرده خودشان به خودشان ستم كرده‏اند .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com
 

جامعه را هرگز با جود و احسان نمی‏توان اداره كرد . پایه سازمان اجتماع‏ عدل است . احسان وجودهای حساب نشده و اندازه‏گیری نشده كارها را از مدار خود خارج می‏كند . امام سجاد ( ع ) فرمود : " « كم من مفتون بحسن القول‏ فیه ، و كم من مغرور بحسن الستر علیه و كم من مستدرج باعحسان‏إلیه » "  بسیاری از مردم از بس خوبشان را و مدحشان را گفتند فاسد شدند ، بسیاری از مردم چون از عیبشان چشم‏پوشی شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند ، بسیاری از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان‏ زندگی و كارشان اداره شد متدرجا در غفلت فرو رفتند .

این است معنی سخن علی مرتضی ( ع ) : كه فرمود : " « العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها من جهتها » " عدل جریان كارها را در مجرای خود قرار می‏دهد ، اما جود جریانها را از مجرای اصلی خارج می‏كند .
بسیاری از مردم ابتدا كه می‏شنوند علی ، مظهر كامل جود و سخا ، عدل را از جود برتر دانسته تعجب می‏كنند كه چطور می‏شود عدل از جود بالاتر باشد ؟
یعنی چه علی ( ع ) كه سرآمد اهل جود و ایثار و كرم است ، درباره جود و كرم می‏فرماید كه جود و كرم كارها را از جریان خودش خارج می‏كند ؟ اما با بیانی كه كردم و دو جنبه‏ای كه توضیح دادم معلوم شد كه ما تاكنون به عدل‏ وجود از یك جنبه نگاه می‏كرده‏ایم و آن جنبه اخلاقی و جنبه فضیلت شخصی و نفسانی قضیه بوده و البته از این جهت مطلب همان طور است ، اما جنبه‏ دیگر مهم است و آن جنبه اجتماعی قضیه است و ما تاكنون كمتر از این جنبه‏ فكر می‏كرده‏ایم و علت اینكه كمتر فكر می‏كرده‏ایم این است كه مدت زیادی‏ نیست كه بشر به ارزش مطالعات اجتماعی پی برده و قوانین اجتماعی را شناخته ، در سابق كم و بیش بعضی از مفكرین عالیقدر ما توجه داشته‏اند ، اما به صورت علوم مدونی نبوده است ، لهذا در قضایا فقط به جنبه‏های‏ اخلاقی و فردی آنها نگاه می‏كرده‏اند .
من یاد ندارم تاكنون كسی در كتابی در اطراف این جمله كه عرض كردم‏ بحثی كرده باشد و حال آنكه این جمله در نهج البلاغه است و در دسترس همه‏ بوده . به نظرم علتش این است كه این جمله با مقیاسهای اخلاقی نمی‏توانسته‏ در نظرها معنی درست و قابل توجهی داشته باشد ، اما امروز كه به بركت‏ پیشرفت علوم اجتماعی ، مقیاسهای دیگر غیر از مقیاسهای اخلاقی به دست ما رسیده ، می‏فهمیم كه چه كلام پرارزشی است و چقدر این سخن از زمان خودش ، بلكه از زمان سید رضی ( ره ) كه سخنان علی ( ع ) را گردآوری كرد و به نام‏ نهج البلاغه به صورت كتابی درآورد ، جلوتر و بالاتر است . هیچ ممكن نبود در آن زمان ، خود سید رضی كه جمع كننده این كلمات است ، و حتی بوعلی‏ سینا كه بزرگترین فیلسوف عصر گردآوری نهج البلاغه است ، بتواند همچو حقیقت اجتماعی عالی را بیان كند .

منبع: كتاب بیست گفتار شهید مطهری



دیدگاه ها : نظرات

حکمت مطهر

نوای وبلاگ

مطهری در کلام بزرگان

بیانات امام خمینی (ره)

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ‏ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زا است . ‏

 
بیانات امام خامنه ای مد ظله العالی

تنها كسی كه هم از لحاظ كمیت و هم از لحاظ كیفیت خوبترین فرآورده را تقدیم محیط اندیشه ‏اسلامی كرده ، آقای مطهری است .

 
بیانات آیت الله مکارم شیرازی

شهید مطهری شخصیت جامعی داشت. ایشان از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول و فلسفه جامعیت قابل توجه‌ای داشت و به همین دلیل آثارش در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار است.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درباره شهید مطهری

شهید مطهری یك مبارز در راه خدا؛ یعنی یك مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یكی از سخت ترین جهادها این است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگ های غلط و انحرافی و درك غلط جمعی از مردم، انسانی كه حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بیان، با فكر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت كند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد.
امام خامنه ای مدظله العالی

طراحی اختصاصی قالب توسط مجاهد & ترجمه به فارسی توسط آراد پردازش پویا