تبلیغات
مجاهد - مطالب حقوق زن

معایب چند همسری

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را ...ادامه مطلب

اصول تربیت اسلامی

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در ...ادامه مطلب

بسط تفكر اسلامى

شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق ...ادامه مطلب

نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی

شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت آخر ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت سوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت دوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت اول )

اسلام زن را چگونه موجودی میداند ؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانی‏ او را برابر با مرد میداند و یا او را جنس پست‏تر میشمارد ؟ این پرسشی‏ است كه اكنون میخواهم بپاسخ آن بپردازم .

فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگی

اسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد كه با آنچه در چهارده قرن پیش میگذشته و با آنچه در جهان امروز میگذرد مغایرت دارد .
اسلام برای زن و مرد در همه موارد یك نوع حقوق و یك نوع وظیفه و یك نوع‏ مجازات قائل نشده است . پاره‏ای از حقوق و تكالیف و مجازاتها را برای‏ مرد مناسبتر دانسته و پاره‏ای از آنها را برای زن . و در نتیجه در مواردی‏ برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است‏.
چرا ؟ روی چه حسابی ؟ آیا بدان جهت است كه اسلام نیز مانند بسیاری از مكتبهای دیگر نظریات تحقیر آمیزی نسبت بزن داشته و زن‏ را جنس پست‏تر میشمرده است و یا علت و فلسفه دیگری دارد ؟
مكرر در نطقها و سخنرانیها و نوشته‏ های پیروان سیستمهای غربی شنیده و خوانده‏اید كه مقررات اسلامی را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال اینها بعنوان تحقیر و توهینی نسبت بجنس زن یاد كرده‏اند . چنین‏ وانمود میكنند كه این امور هیچ دلیلی ندارد جز اینكه فقط جانب مرد رعایت شده است .

وبلاگ متفكر - Www.Motafakker.MihanBlog.Com


میگویند تمام مقررات و قوانین جهان قبل از قرن بیستم بر این پایه است‏ كه مرد جنسا شریف‏تر از زن است و زن برای استفاده و استمتاع مرد آفریده‏ شده است ، حقوق اسلامی نیز بر محور مصالح و منافع مرد دور میزند .
میگویند اسلام دین مردان است و زن را انسان تمام عیار نشناخته و برای او حقوقی كه برای یك انسان لازم است وضع نكرده است ، اگر اسلام زن را انسان‏ تمام عیار میدانست تعدد زوجات را تجویز نمیكرد ، حق طلاق را بمرد نمیداد ، شهادت دو زن را با یك مرد برابر نمیكرد ، ریاست خانواده را به شوهر نمیداد ، ارث زن را مساوی با نصف ارث مرد نمیكرد ، برای زن قیمت بنام‏ مهر قائل نمیشد ، بزن استقلال اقتصادی و اجتماعی میداد و او را جیره خوار و واجب النفقه مرد قرار نمیداد .

اینها میرساند كه اسلام نسبت به زن نظریات تحقیر آمیزی داشته است و او را وسیله و مقدمه برای مرد می‏دانسته‏ است .

می‏گویند : اسلام با اینكه دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهای دیگر رعایت كرده است در مورد زن و مرد رعایت نكرده است

میگویند اسلام برای مردان امتیاز حقوقی و ترجیح حقوقی قائل شده است ، و اگر امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان قائل نبود مقررات بالا را وضع‏ نمیكرد .
اگر بخواهیم به استدلال این آقایان شكل منطقی ارسطوئی بدهیم به اینصورت‏ در میاید : اگر اسلام زن را انسان تمام عیار میدانست حقوق مشابه و مساوی‏ با مرد برای او وضع میكرد ، لكن حقوق مشابه و مساوی برای او قائل نیست .

پس زن را یك انسان واقعی نمیشمارد .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام



دیدگاه ها : نظرات

طلاق‏های ناجوانمردانه علاوه بر انحلال كانون مقدس‏ خانوادگی اشكالات خاصی برای شخص زن بوجود می‏آورد كه نباید آنها را نادیده گرفت . زنی سالها با صمیمیت در خانه مردی زندگی میكند و چون میان او و خودش دوگانگی قائل نیست و آن‏ خانه را خانه خود و لانه خود میداند منتهای خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه بكار میبرد . غالبا زنها ( به استثنای زنان باصطلاح‏ طبقات متجدد شهری " كار خدمت و زحمت و صرفه‏جوئی در خوراك و لباس و هزینه خانه را بجائی میرسانند كه خود مردان را ناراضی میكنند ، از آوردن‏ خدمتكار بخاطر اینكه در هزینه زندگی صرفه‏جوئی شود مضایقه مینمایند . نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه ولانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر میكنند . اكنون فرض كنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترك ، هوس زن نو و طلاق همسر كهنه بسرش میزند و میخواهد زن نو را به لانه و آشیانه زن اول كه به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بر باد رفته او تمام شده بیاورد . میخواهد با محصول دسترنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی كند ، تكلیف این كار چیست ؟
اینجا دیگر تنها مسئله بهم خوردن كانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه‏ زوجیت مطرح نیست كه گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل‏ زن بمرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است .
مسئله دیگری مطرح است : مسئله آواره و بی آشیانه شدن ، مسئله تحویل‏ دادن آشیانه خود ساخته را برقیب ، مسئله هدر رفتن رنجها و كارها و زحمتها و خدمتها مطرح است .
شوهر و كانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم ، هر انسانی لانه و آشیانه‏ای می‏خواهد و به لانه و آشیانه‏ای كه به دست خود برای‏ خود ساخته است علاقه‏مند است . اگر مرغی را از خانه و لانه‏ای كه برای خود ساخته است بیرون كنند از خود دفاع میكند ، آیا زن حق ندارد از لانه و آشیانه خود دفاع كند ؟ آیا این كار از طرف مرد ظلم واضح نیست ؟ اسلام از این نظر چه فكری كرده است ؟
بعقیده ما این مشكله كاملا قابل توجه است . غالب ناراحتی‏هائی كه‏ بواسطه طلاق‏های ناجوانمردانه صورت میگیرد از این ناحیه است . در اینگونه‏ موارد است كه طلاق تنها فسخ زوجیت نیست ، ورشكستگی و نابودی زن است .
اما همانطوری كه در متن پرسش اشاره شد ، مسئله خانه و آشیانه با مسئله‏ طلاق دو تاست ، این دو را از یكدیگر باید تفكیك كرد . از نظر اسلام و مقررات اسلامی این مشكل حل شده است . این مشكل از جهل بمقررات اسلامی و از سوء استفاده مردان از حسن نیت و وفاداری زنان بوجود آمده است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


این مشكل از آنجا پیدا شده كه غالبا مردان و زنان گمان میكنند كار و خدمتی كه زن در خانه مرد میكند و محصولی كه از آن كارها پدید می‏آید به‏ مرد تعلق دارد ، بلكه گمان می‏كنند مرد حق دارد كه به زن مانند یك برده‏ یا مزدور فرمان دهد و بر زن واجب است كه فرمان او را در این مسائل‏ بپذیرد . در صورتی كه مكرر گفته‏ایم كه زن از نظر كار و فعالیت آزادی‏ كامل دارد و هر كاری كه می‏كند بشخص خود او تعلق دارد و مرد حق ندارد بصورت یك كارفرما در مقابل زن ظاهر شود . اسلام با استقلال اقتصادی كه به‏ زن داده و به علاوه هزینه زندگی او و فرزندانش را بعهده مرد گذاشته است‏ به او فرصت كافی و كامل داده كه خود را از نظر مال و ثروت و امكانات یك زندگی آبرومندانه از مرد مستغنی نماید بطوری كه طلاق و جدائی از این نظر برای او نگرانی به وجود نیاورد ، زن‏ تمام چیزهائی كه خود برای لانه و آشیانه خود فراهم آورده باید متعلق بخود بداند و مرد حق ندارد آنها را از او بگیرد . اینگونه نگرانیها در رژیمهائی وجود دارد كه زن را مجبور به كار كردن در خانه شوهر میدانند و محصول كار او را هم متعلق به شوهر میدانند نه بخود او . نگرانیهائی هم كه‏ در میان مردم ما وجود دارد غالبا ناشی از جهالت و بی خبری از قانون‏ اسلامی است .
علت دیگر این ناراحتی‏ها سوء استفاده مرد از وفاداری زن است ، برخی از زنان نه بخاطر بی خبری از قانون اسلام بلكه بخاطر اعتماد بشوهران در خانه‏ آنها فداكاری می‏كنند . دلشان می‏خواهد حساب من و تو در كار نباشد . سخن‏ مال من و تو در میان نباشد . از اینرو در فكر خود و در فكر استفاده از فرصتی كه اسلام به آنها داده است نمی‏افتند . یك وقت چشم باز می‏كنند كه‏ می‏بینند عمر خود را در فداكاری برای یك عنصر بی وفا صرف كرده‏اند و فرصتهای كافی كه اسلام به آنها داده است از كف داده‏اند .

اینگونه زنان از اول باید توجه داشته باشند كه " چه خوش بی مهربانی‏ از دو سر بی " اگر بناست زن از حق شرعی خود در اندوختن مال و ثروت و تشكیل لانه و آشیانه بنام خود صرف نظر كند و نیروی كار خود را هدیه مرد نماید . مرد هم در عوض به حكم " « و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها »" باید به همان اندازه یا بیشتر بعنوان هدیه و بخشش نثار زن‏ نماید ، در میان مردان با وفا همیشه معمول بوده و هست كه در عوض فداكاریها و خدمات‏ صادقانه زن ، اشیاء گرانبها و خانه و یا مستغل دیگری به زن خود هدیه‏ كرده‏اند .
بهر حال مقصود اینست كه مشكله بی آشیانه شدن زن بقانون طلاق مربوط نیست . تغییر قانون طلاق آنرا اصلاح نمی‏كند . این مشكله بمسئله استقلال و عدم استقلال اقتصادی زن مربوط است و اسلام آنرا حل كرده است . این مشكله‏ در میان ما از بی خبری گروهی از زنان از تعالیم اسلامی ، و غفلت و ساده‏ دلی گروهی دیگر ناشی میشود . زنان اگر به فرصتی كه اسلام در این زمینه به‏ آنها داده است آگاه شوند و در فداكاری و گذشت در راه شوهر ساده دلی‏ نشان ندهند این مشكل خود بخود حل شده است .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام



دیدگاه ها : نظرات

کتاب آفرینش مبنای حقوق واقعی

«بدیهی است که یگانه مرجع صلاحیت‌دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان‌ها کتاب پر ارزش آفرینش است با رجوع به صفحات و سطور این کتاب عظیم حقوق واقعی مشترک انسان‌ها و وضع حقوق زن و مرد در مقابل یکدیگر مشخص می‌گردد» (مطهری، 1378: ج19، ص157).

- «از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آن جا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن‌بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها را در وجود آنها نهفته است، سوق می‌دهد. هر استعداد طبیعی مبنای یک حق طبیعی است و یک سند طبیعی برای آن به شمار می‌آید» (همان، ص158).

با توجه به مبنای «طبیعی» حقوق اسلامی در حوزه زن و مرد اصول ذیل را در آثار استاد شهید مطهری می‌توان استخراج نمود:

اصل «غایت»

از مشاهده هماهنگی‌ها و توافق بین اجزای طبیعت و تناسب بین زن و مرد و مشاهده سیر تکاملی و جهت‌دار طبیعت معلوم می‌شود، طبیعت به نقطه و هدف معینی توجه دارد که به سوی آن رفته و یک تدبیر عام در سراسر جهان و یک اصل تنظیم کننده که حیات کلی و حقیقت هستی است؛ مبدأ این هماهنگی‌ها، توافق‌ها، تناسب‌ها و توجه به هدف و غایت است که به اصل «غایت» معروف است. اصل غایت بر محور حکیم بودن خداوند یا حکمت الهی تفسیر پذیر است و غایات به غایت فعل باری بر می‌گردد و نه غایت ذات الهی. اختلاف و تفاوت‌هایی که مجموعه جهان را به صورت تابلوی کامل و زیبا در آورده و تناسب را در خصوص زن و مرد ایجاد کرده، اختلاف‌های ذاتی است و موقعیت‌ها و پست‌هایی که در آفرینش برای موجودات معین شده بر اساس همین اختلاف‌های ذاتی است که حکمت خلقت اقتضاء کرده است؛ پس غایت‌گرایی بر محور حکمت بالغه الهیه است (ر.ک. مطهری، 1377: ج1، صص195-170). بنابراین آن چه بر طبیعت حاکم است «اصل تکامل» است که در موجودات بی‌جان به گونه‌ایی، در حیوانات به گونه دیگر و در انسان که دارای عقل و اراده‌ است، به نوعی دیگر می­باشد (همان، ج6، صص709-707). پس اصل غایت‌گرایی که بر مبنای حقوق طبیعی استوار است، یعنی:

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

اولاً، طبیعت دارای هدف است (هداف‌داری طبیعت) و خداوند استعدادهایی را در موجودات نهاده که آنها را به سوی غایت خاص خودشان سوق می‌دهد. ثانیاً، انسان دارای یک سلسله حقوق خاص (حقوق انسانی) است. ثالثاً راه شناخت و تشخیص این حقوق رجوع به نظام خلقت است.

اصل «وحدت‌گرایی» یا «حاکمیت»

وحدت بر عالم وجود که در یک جهان‌شناسی عمیق و جهان‌بینی دقیق حاصل شدنی است و انسان بینا و بیدار می‌یابد که جهان یک واحد تجزیه­ناپذیر است که وحدت و اندام‌وارگی بر آن حکومت می‌کند و حذف برخی از اجزاء، مستلزم حذف همه اجزاء و ابقای بعضی، عین ابقای همه اجزاء است، پس جهان تجزیه ناپذیر است و اختلاف و تفاوت‌ها حکایت از کثرت و تنوع‌ها و بر اساس حکمت و عدالت است (همان، ج1، صص192-166).

اصل «هماهنگی نظام تکوین و تشریع»

آن چه در خصوص حاکمیت اصل وحدت و اصل غایت‌گرایی بیان شد بازتابش در کتاب تشریع الهی به خوبی ظهور یافته در آیاتی چون:

«فأَقم وجهک للدین حنیفاً فطرت اللَّه الّتی فطر الناس علیها» (روم،30)؛ «ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر» (اسراء،70)؛ «إنا کلّ شی‏ء خلقناه بقدر» (قمر، 49)؛ «قل اللّه خالق کل شی‏ء» (رعد، 16)؛ «الّذی أَحسن کل شی‏ء خلقه» (سجده، 7). (1)

این آیات مُبَین رابطه غایی بین انسان و مواهب طبیعی و هماهنگی بین آنهاست تا نشان دهد که آفرینش انسان و مواهب طبیعت برای یکدیگر بوده است. به این معنا كه اصل وحدت و یكپارچگی عالم و اصل غائیت در طول اصل رابطه تسخیری انسان با مواهب طبیعی خداوند است و جهان برای انسان خلق شده است به این معنا كه اگر كسی بپرسد هستی برای چه خلق شده ؟ می گوئیم برای انسان و اگر بپرسد انسان برای چه خلق شده ؟ می گوئیم برای خدا لذا یك هماهنگی بین رابطه غایی انسان و مواهب طبیعی برقرار است كه مواهب برای انسان اند نه انسان برای آنها و انسان باید به تسخیر و استخدام آنها بپردازد تا میسر شدن و تكامل را بپیماید و غایت خلقت و طبیعت را نیز محقق نماید.


ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم.

شرائط و امكانات دیگر

گذشته از شرط عدالت ، شرائط و تكالیف دیگری نیز متوجه مرد است . همه‏ میدانیم كه زن مطلقا یك سلسله حقوق مالی و استمتاعی بعهده مرد دارد ، مردی حق دارد آهنگ چند همسری كند كه‏ امكانات مالی او باو اجازه این كار را بدهد . شرط امكان مالی در تك‏ همسری نیز هست ، اكنون فرصتی نیست كه وارد این بحث بشویم . امكانات جسمی و غریزی نیز بنوبه خود شرط و واجب دیگری است .
در كافی و وسائل از امام صادق روایت شده است كه فرمود " هر كس‏ گروهی از زنان نزد خود گردآورد كه نتواند آنها را از لحاظ جنسی اشباع‏ نماید و آنگاه آنها به زنا و فحشا بیفتند گناه این فحشا بگردن اوست " تاریخچه‏های حرمسراها داستانها ذكر می‏كنند از زنان جوانی كه از لحاظ غریزه‏ تحت فشار قرار میگرفتند و مرتكب فحشاء میشدند و احیانا پشت سر آن‏ فحشاها كشتارها و جنایتها واقع میشد .
خواننده محترم از مجموع هفت مقاله‏ای كه درباره چند همسری نوشتیم كاملا به ریشه و علل و موجبات تعدد زوجات ، و اینكه چرا اسلام آنرا نسخ نكرد ؟
و چه شرائط و حدود و قیودی برای آن قائل شد كاملا آگاه گشت ، برایش روشن‏ شد كه اسلام با تجویز تعدد زوجات نخواسته است زن را تحقیر كند ، بلكه از اینراه بزرگترین خدمت را بجنس زن كرده است . اگر تعدد زوجات ، مخصوصا در شرائط فزونی نسبی عدد زنان آماده ازدواج بر مردان آماده ازدواج كه‏ همیشه در دنیا بوده و هست ، اجازه داده نشود زن به بدترین شكلی ملعبه‏ مرد خواهد شد . رفتار مرد با او از یك كنیز بدتر خواهد بود .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

زیرا انسان‏ در مقابل یك كنیز لااقل این اندازه تعهد میپذیرد كه فرزند او را فرزند خود بداند اما در مقابل معشوقه‏ و رفیقه این اندازه تعهد هم ندارد .

مرد امروز و تعدد زوجات

مرد امروز از تعدد زوجات رو گردان است . چرا ؟ آیا بخاطر اینكه‏ می‏خواهد به همسر خود وفادار باشد و به یك زن قناعت كند یا بخاطر اینكه‏ می‏خواهد حس تنوع طلبی خود را از طریق گناه كه به حد اشباع وسیله برایش‏ فراهم است ارضاء نماید ؟ امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است نه‏ وفا . و بهمین دلیل مرد امروز سخت از تعدد زوجات كه برای او تعهد و تكلیف ایجاد میكند متنفر است . مرد دیروز اگر می‏خواست هوسرانی كند راه‏ گناه چندان برای او باز نبود ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده‏ هوسرانی كند . در عین اینكه شانه از زیر بار بسیاری از وظائف خالی میكرد از انجام بعضی تعهدات مالی و انسانی درباره زنان و فرزندان چاره‏ای‏ نداشت . اما مرد امروز هیچ الزام و اجباری نمی‏بیند كه كوچكترین تعهدی در زمینه هوسرانیهای بی پایان خود بپذیرد . ناچار علیه تعدد زوجات قیام‏ میكند .
مرد امروز تحت عنوان سكرتر ، ماشین نویس و صدها عنوان دیگر كام خود را از زن میگیرد و بودجه آنرا بصندوق دولت یا شركت یا مؤسسه‏ای كه در آن‏ كار می‏كند تحمیل می‏كند بدون آنكه دیناری از جیب خود بپردازد . مرد امروز هر چند صباح یكبار معشوقه خود را عوض میكند بدون اینكه‏ احتیاجی به تشریفات مهر و نفقه و طلاق داشته باشد . مسلما موسی چومبه با تعدد زوجات مخالف است زیرا او همیشه یك سكرتر مو بور جوان زیبا در كنار خود دارد و هر چند سال یكبار آن را عوض می‏كند . با چنین امكاناتی چه حاجت بتعدد زوجات ؟
در شرح حال برتراند راسل كه یكی از مخالفین سرسخت تعدد زوجات است‏ چنین می‏خوانیم " در نخستین دوران زندگی او علاوه بر مادر بزرگش ، دو زن‏ دیگر نقش بزرگی داشته‏اند كه یكی از آنها " آلیس " نخستین همسرش و دیگری رفیقه‏اش بنام " اتولین مورل " میباشند . " مورل " از زنان‏ سرشناس آن دوره بود و با بسیاری از نویسندگان اوایل قرن بیستم دوستی‏ داشت " . مسلما چنین شخصی با تعدد زوجات روی موافق نشان نمی‏دهد .
گویا همین رفیقه بازی او بود كه به ازدواج او با همسرش " آلیس " پایان داد . زیرا از زبان خود راسل چنین نوشته‏اند : " در بعد از ظهر یكی‏ از روزها هنگامیكه با دوچرخه عازم یكی از ییلاقات نزدیك شهر بودم ناگهان‏ احساس كردم كه دیگر " آلیس " را دوست ندارم " .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام



دیدگاه ها : نظرات

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم.

عدالت

اصلاح دیگری كه اسلام بعمل آورد این بود كه عدالت را شرط كرد و اجازه‏ نداد بهیچوجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت بگیرد . قرآن‏ كریم در كمال صراحت فرمود " « فان خفتم ان لا تعدلوا فواحده »" اگر بیم دارید كه عدالت نكنید ، یعنی اگر بخود اطمینان ندارید كه با عدالت‏ رفتار كنید ، پس بیكی اكتفا كنید .
در دنیای قبل از اسلام اصل عدالت بهیچوجه رعایت نمی‏شد ، نه میان خود زنان و نه میان فرزندان آنها . در مقاله 27 از كریستینسن و دیگران نقل‏ كردیم كه در ایران ساسانی رسم تعدد زوجات شایع بود و میان زنان و همچنین‏ میان فرزندان آنها تبعیض قائل می‏شدند یكی یا چند زن ، زنان ممتاز ( پادشاه زن ) خوانده میشدند و از حقوق كامل برخوردار بودند ، سایر زنان‏
بعنوان چاكر زن و غیرهخوانده میشدند و مزایای قانونی كمتری داشتند . فرزندان چاكر زن اگر از جنس ذكور بودند در خانه پدر بفرزندی پذیرفته می‏شدند و اگر دختر بودند به‏ فرزندی پذیرفته نمیشدند .
اسلام همه این رسوم و عادات را منسوخ كرد ، اجازه نداد كه برای یك زن‏ یا فرزندان او امتیازات قانونی كمتری قائل گردند .
ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن ضمن بحث از تعدد زوجات می‏گوید " بتدریج كه ثروت نزدیك فرد بمقدار زیاد جمع میشد و از آن نگرانی پیدا میكرد كه چون ثروتش بقسمتهای زیادی منقسم شود سهم هر یك از فرزندان كم‏ خواهد شد ، این فرد بفكر میافتاد كه میان زن اصلی و سوگلی ، و همخوابه‏های‏ خود فرق بگذارد تا میراث تنها نصیب فرزندان زن اصلی شود " . این جمله میرساند كه تبعیض میان زنان و فرزندان آنها در دنیای قدیم‏ امر رائجی بوده است . ولی عجیب اینست كه ویل دورانت بعد بسخنان خود چنین ادامه میدهد :

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


"
تانسل معاصر ، تقریبا زناشوئی در قاره آسیا بدین ترتیب بوده است . كم كم زن اصلی مقام زن منحصر بفرد را پیدا كرد و زنان دیگر یا محبوبه‏های‏ سری مرد شدند و یا اصلا از میان رفتند " .
ویل دورانت توجه نكرده یا نخواسته توجه كند كه چهارده قرن است كه در آسیا در پرتو دین مقدس اسلام رسم تبعیض میان فرزندان منسوخ شده است .
یك زن اصلی و چند محبوبه سری داشتن جزء رسوم اروپائی است نه آسیائی . این رسم اخیرا از اروپا به آسیا سرایت كرده است .بهر حال اصلاح دومی كه اسلام در تعدد زوجات انجام داد این بود كه تبعیض‏ را چه در میان زنان و چه در میان فرزندان ملغی ساخت .
از نظر اسلام " سوگلی " بازی بهر صورت و بهر شكلی جایز نیست . علماء اسلام تقریبا وحدت نظر دارند كه تبعیض میان زنان تحت هیچ عنوانی جایز نیست . فقط بعضی از نحله‏های فقهی اسلامی حق زن را طوری توجیه كرده‏اند كه‏ با تبعیض سازگار است . بنظر من نباید تردید كرد كه این نظر درست نیست‏ و بر خلاف مفهوم آیه كریمه قرآن است . رسول اكرم صلی الله علیه وآله‏ وسلم جمله‏ای در این باره فرموده است كه شیعه و سنی بالاتفاق آن را نقل و روایت كرده‏اند . فرمود " هر كس دو زن داشته باشد و در میان آنها بعدالت رفتار نكند ، بیكی از آنها بیشتر از دیگری اظهار تمایل كند ، در روز قیامت محشور خواهد شد در حالیكه یكطرف بدن خود را بزمین میكشد تا سرانجام داخل آتش شود " .
عدالت عالیترین فضیلت انسانی است ، شرط عدالت یعنی شرط واجد بودن‏ عالیترین نیروی اخلاقی . با توجه باینكه معمولا احساسات مرد نسبت بهمه‏ زنها یكسان و در یك درجه نیست ، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان‏ زنان ، یكی از مشكلترین وظایف بشمار میرود .
همه میدانیم كه رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم در ده سال آخر عمر خود یعنی در دوره مدینه كه دوره جنگهای اسلامی بود و زنان بی سرپرست در میان مسلمین زیاد بودند زنان متعدد اختیار كرد . اكثریت زنان پیغمبر بیوه و بزرگسال بودند و غالبا از شوهران سابق خود فرزندانی داشتند . تنها دوشیزه‏ای كه پیغمبر اكرم با او ازدواج كرد عایشه بود . عایشه بهمین جهت همیشه تفاخر میكرد و میگفت من تنها زنی هستم كه جز پیغمبر شوهر دیگری او را لمس نكرده است.‏


ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 2 1 2

حکمت مطهر

نوای وبلاگ

مطهری در کلام بزرگان

بیانات امام خمینی (ره)

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ‏ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زا است . ‏

 
بیانات امام خامنه ای مد ظله العالی

تنها كسی كه هم از لحاظ كمیت و هم از لحاظ كیفیت خوبترین فرآورده را تقدیم محیط اندیشه ‏اسلامی كرده ، آقای مطهری است .

 
بیانات آیت الله مکارم شیرازی

شهید مطهری شخصیت جامعی داشت. ایشان از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول و فلسفه جامعیت قابل توجه‌ای داشت و به همین دلیل آثارش در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار است.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درباره شهید مطهری

شهید مطهری یك مبارز در راه خدا؛ یعنی یك مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یكی از سخت ترین جهادها این است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگ های غلط و انحرافی و درك غلط جمعی از مردم، انسانی كه حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بیان، با فكر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت كند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد.
امام خامنه ای مدظله العالی

طراحی اختصاصی قالب توسط مجاهد & ترجمه به فارسی توسط آراد پردازش پویا